درباره

چه دیده ها که دوخته به در شده و نیامدی
چه عمرها ز دوری تو سر شده و نیامدی
چه روزها که تا به شب نام توبرده شد به لب
چه چشمها که از غم تو تر شده و نیامدی
شنیده بودم از کسی که با بهار می رسی
ببین که از بهار هم خبر شد و نیامدی
بیا ببین در این جهان امام خوب و مهربان
اسیر فتنه ی زمان بشر شد و نیامدی
تمام غصه ام همین شده که گویم این چنین
و امشبم بدون تو سحر شد و نیامدی
صبا به یار آشنا بگو که شاعر شما
ز دوری رخ تو خونجگر شد و نیامدی
از این زمانه خسته ام بیا که دلشکسته ام
به حق مادری که منتظر شد و نیامدی
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
دریافت کد :: صداياب

دریافت کد ریزش برگ

مرجع قالب و ابزارهای زیباسازی وبلاگ

p align="center">

( ارتباط با آيدي حميد ( مديريت وبسايت موزيك نما دات نت وبسایت موزیک نما دات نت

ابر برچسب ها


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

ظهور نزدیک است

رایتل: توسعه یا تهاجم!

اپراتور سوم تلفن همراه با نام ((رایتل)) در حالی در چند استان راه اندازی می شود که با قابلیت ارسال مستقیم تصاویر طرفهای مکالمه، به عنوان یک خطر بالقوه ولی جدی کیان خانواده ها و نسل جوان جامعه را تهدید میکند.با تاملی هرچند کوتاه و حتی سطحی به امکاناتی که این تکنولوژی به سادگی و در سطح وسیعی، در اختیار دختر و پسر معصوم کشور قرار می دهد،می توان مضرات خانمان براندازی را برای آن برشمرد.به راستی این اپراتور تا چه میزان می تواند موجب گسترش ناامنی، اختلافات خانوادگی و آماده شدن زمینه آسان برای هر نوع فساد و گناه گردد؟ عمق این فاجعه تا کجا خواهد بود؟ چه کسی خواهد توانست آسیب ها و آفات به بار آمده از این اپراتور وسوسه انگیز را جبران کند؟ با تصویری کردن مکالمات تلفتی، چه نیاز ضروری و بر زمین مانده فرهنگی یا غیر فرهنگی قرار است که مرتفع گردد؟ فقط با نگاهی گذرا می توان تهدیدهای ((رایتل)) را به صورت زیر شمرد:

الف) در اسلام بر حریم بین زن و مرد بسیار تاکیدشده و حال با آمدن این اپراتور دیگر حریمی باقی نمی ماند.این وسیله و وسایلی شبیه به آن تمام مرزها، حجاب ها و حریم ها را مورد تهدید قرار داده اند.

ب) در جامعه اسلامی باید بین تمایلات نفسانی و امکان گناه هزاران کیلومتر فاصله و مانع وجود داشته باشد. با راه انداری این اپراتور، این فاصله به کمترین حد خود می رسد.

ج)تزلزل بنیان خانواده ها، یکی دیگر از آثار شوم این وسیله ارتباطی است. در غرب به سبب راه تاریک و بدعاقبتی که در اباحی گری ولاابالی گری طی کرده است، دیگر خانواده بی معناست. پدر،مادر، حریم فرزندان و والدین و ده ها و صدها واژه دیگر ازاین دست معنا و مفهوم خویش را از دست داده است و اکنون کشورهایی چون ما،آگاهانه یا از سر ناآگهی و غفلت،فریفته ظواهر نکنولوژیک غرب، در همان راه بدسرانجام غرب گام برمی داریم. راه اندازی اپراتور تصویری تلفن همراه،چونان یک بمب ساعتی، همبستگی و انسجام خانوادگی را به نابودی خواهد کشاند. این در حالی است که مقام معظم رهبری هم به عنوان ولی امر جامعه اسلامی و هم از منظر یک کارشناس خبره و آگاه از مسائل فرهنگی، از هر عملی که منجر بعف بنیان خانواده ها گردد نهی فرموده اند. با استفاده از این وسیله به راحتی می توان تصاویر مخاطبان را ضبط و از آنها سوءاستفاده نمود و این تهدید بسیار جدی برای امنیت و احساس امنیت خانواده هاست. همچنان که با آمدن موبایل، مشاوران خانواده از تشدید سوءظن همسران به هم خبر می دهند، با راه اندازی رایتل این مساله به حدا انفجار خواهد رسید.

د) بررسی دقیق آمار منتشر شده از سوی مراکز بهزیستی و مراکز مشاوره رابطه هول انگیز و معناداری میان افزایش دسترسی به موبایل و گسترش مفاسد اخلاقی، کاهش سن تمایل و جذب به مفاسد اخلاقی، خیانت و روابط خارج از ضوابط را نشان می دهد.گسترش موبایل و افزایش امکانات جانبی گوشی های تلفن همراه، بسیاری از تولیدات پورنو را در دسترس جامعه بزرگی از مخاطبان دانش آموزان دبستانی دختر و پسر تا بزرگسالان قرار می دهد. این همه در حالی است که موبایل، تنها امکانی برای مکالمه صرف صوتی و یا ارتباط مکتوب پیامکی است و به یقین و به طریق اولی، گسترش یک ابزار فراگیر صوتی-تصویری همه جائی و بدون کنترل، بسیار مخرب خواهد بود.

ه) رایتل با امکانات جدیدش، راه را برای رسیدن مفسدان به اهداف و اغراض شان هموارتر کرده و زمینه های جدید سوءاستفاده و باج خواهی افراد فاسد و شیاد را از خانواده ها و افراد فراهم می کند. این وسیله با عادی سازی ارتیاط چهره به چهره دو نامحرم بیش ار آنچه تاکنون در اثر کوتاهی ما پیش آمده، می تواند زمینه انحرافات اخلاقی فراوانی را فراهم کند.

و.((بنده بارها گفته بودم که دشمنان ملت ایران بیش از آنچه به توپ و تفنگ و این چیزها احتیاج داشته باشند،به اشاعه بنیان هخای فرهنگی فاسد ساز نیاز دارند. درخبرها خواندمک که یکی از مسئولان آمریکا گفته بود به جای انداختن بمب، دامن های کوتاه برایشان بفرستید! (مقام معظم رهبری دامت برکاته)

ز) یکی از شاخصه های جامعه اسلامی، هموار بودن مسیر پاک بودن و درست زندگی کردن می باشد، در حالی که با گسترش این نوع وسایل ارتباطی، راه پاک زیستن بسیار سخت و دشوار و هزینه های مادی و معنوی زندگی مومنانه بسیار افزایش خواهد یافت. روشن است که چقدر وجود این چنین ابزارهایی زندگی را برای خانواده های اصیل و نجیب ایرانی سخت می نماید.

ح) بسیاری از فقها، براساس روایات خلوت دو نامحرم را حرام می دانند، اگر چنین خلوتی برای کسی فراهم شود، شخص سوم آن مجلس ابلیس رجیم خواهد بود. این وسیله ارتباطی برای دو نامحرم که فرسنگ ها ازهم دورند، خلوت فراهم می کند و عملا به ابزاری شیطانی تبدیل می شود.

ادامه دارد...



جناب آقاى زاهدى نقل نموده اند: حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمد باقر ملبوبى صاحب كتاب « الوقايع و الحوادث» خوابى را كه خود از مرحوم آيت الله سيد محمد هاشمى گلپايگانى شنيده اند طبق درخواست نويسنده چنين مرقوم فرموده اند:
حجة الاسلام مرحوم سيد محمد گلپايگانى فرزند آيت الله سيد جمال گلپايگانى فرمودك پس از فوت مرحوم پدرم، شبى در خواب ديدم حضورشان مشرف شدم و ايشان در اطاق مفروش به زيلو و فاقد اثاث نشسته اند. گفتم: پدر! اگر خبرى نيست ما هم به دنبال كارمان برويم؟
وضع طلبگى در گذشته و حال، همين است كه به چشم مى خورد.
فرمود: پسر، حرف مزن! هم اكنون ولى امر تشريف مى آورند. آنگاه پدرم از جا برخاست. متوجه شدم محبوب كل عالم، حضرت ولى عصر عليه السلام تشريف آوردند.
پس از عرض سلام و جواب حضرت، قبل از اين كه من حرفى بزنم، حضرت فرمودند: سيد محمد! مقام پدرت اين حجره محقر نيست، بلكه مقامش آن جاست. به محل مورد اشارهُ دست حضرت نگاه كردم، قصرى با شكوه و ساختمانى با عظمت – كه يدرك و لايوصف است – ديدم خوشحال گرديدم.
عرض كردم: يابن رسول الله! آيا وقت ظهور مبارك رسيده است تا ديدگان همه به جمال و حضورت روشن شود؟
فرمود: « لم تبق من العلامات الا المتحويات و ربما اوقعت فى مدة قليلة، فعليكم بدعاء الفرج؛ يعنى از علائم ظهور فقط علامات حتمى مانده است و شايد آن ها نيز در مدتى كوتاه به وقوع بپيوندند، پس بر شما باد كه براى فرج دعا كنيد.»

منبع: سايت مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج)




 برچسب ها : آیا وقت ظهور حضرت نزدیک است

علائم حتمی ظهور
نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ یعنی، نشانه‌هایی كه قطعاً واقع خواهند شد و ارتباطی شدید با ظهور داشته و بسیار نزدیك ظهورند، پنج نشانه می‌باشند:
برخی از این نشانه‌های پنج‌گانه چند روز قبل از ظهور واقع می‌شوند؛ بعضی چند ماه بعد از ظهور و بعضی قبل از قیام حضرت و در آغاز نهضت آن بزرگوار رخ می‌دهند.
اینك برخی از احادیثی را كه به صورتی مختصر بیانگر این نشانه‌ها هستند ذكر نموده آن‌گاه هر علامت را ـ با تفصیل وارد در احادیث و توضیحات مناسبی كه به ذهن می‌آید ـ متذكر می‌گردیم.
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند:« پنج علامت قبل از قیام قائم ـ علیه السّلام ـ است: یمانی، سفیانی، نداكننده‌ای كه از آسمان ندا درمی‌دهد، فرو برده شدن در بیداء، كشته شدن نفس زكیه.»[1]
صدای آسمانی
صیحه آسمانی و یا نداء آسمانی، از بارزترین نشانه‌ها و واضح‌ترین علائم و قوی‌ترین برهان‌ها برظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ محسوب می‌شود .
مانعی ندارد كه بگوئیم: صدای آسمانی به منزله اعتراف آسمان به مشروعیت قیام حضرت مهدی قائم ـ علیه السّلام ـ و اثبات حقیقتی است كه قرآن كریم و پیامبر بزرگوار و خاندان آن سرور ـ علیهم السّلام ـ به آن خبر داده‌اند.
احادیث صراحت دارند در این‌كه نداء آسمانی از جبرئیل است و اوست كه در آسمان ندا درمی‌دهد.
بدیهی است كه مراد از نداء آسمانی صدای رعد و توپ و موشك ـ كه ساخته دست بشر است ـ نمی‌باشد؛ بلكه سخنی است كه معنایش واضح و نزد همه مردم قابل فهم است.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «آن را هر قومی به زبان خود خواهند شنید.»[2]
دقیقاً نمی‌دانیم كه چگونه این صدا به همه بشر خواهد رسید. در این مورد دو احتمال وجود دارد:
نخست: آن صدای آسمانی فقط به زبان عربی فصیح باشد و در عرض چند ثانیه واكنش آن صدا در سراسر جهان پخش شود. پس آنها كه زبان عربی را نیكو می‌دانند. این صدا را شنیده معنای آن را همان وقت می‌فهمند اما آنان كه زبان عربی را نمی‌دانند، صدا را می‌شنوند ولی معنی آن را در همان وقت نمی‌فهمند؛ لذا درباره معنی صحیح آن تحقیق می‌نمایند. بعید نیست كه خبرگزاریهای دنیا این خبر را گرفته به تمام اقطار عالم ـ با همه اختلافاتشان در زبان و دین ـ پخش نمایند و در چند لحظه صدای آسمانی ترجمه شده هر قومی آن را از تلویزیون و یا رادیوی خود و یا از كسی كه آن را شنیده است بشنوند.
و نیز واضح است كه پیامبر و ائمه طاهرین ـ سلام الله علیهم ـ سطح عقول مردم را ـ به هنگامی كه با آنان سخن می‌گویند ـ رعایت نمایند، عقل مردم در آن روز نمی‌توانست وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌های گروهی را ـ كه امروزه با
حداكثر سرعت ممكن اخبار را پخش می‌نمایند ـ و نقش آنها را ـ كه با بیشترین سرعت ممكن خبر را می‌رسانند ـ بشناسند. بر همین اساس ـ و بر مبنای احتمال اول ـ حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ به این بیان اكتفا كرده فرمودند:
«آن را هر قومی به زبان خود می‌شنوند.» و به كیفیت آن بیش از این مقدار نپرداخته‌اند... و خدا داناست.
احتمال دوم اینكه، هر قوم صدا را به زبان خود بشنوند به نحوی اعجاز آمیز اتفاق می‌افتد؛ به گونه‌ای كه همگان ندا را در همان وقت و به زبان خود بشنوند، بدون آنكه مترجمان و خبرگزاری‌ها آن صدا را ترجمه كنند. این احتمال، احتمال بعیدی نیست؛ زیرا خدا بر همه چیز قدرت دارد و ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از این معجزات و خوارق عادات برخوردار است.
به اضافه كه این احتمال از جهت مادّی هم محال به نظر نمی‌رسد، چرا كه امروزه می‌بینیم انسانی مخلوق و ناتوان وسائلی ساخته كه هر سخنی را ظرف چند ثانیه به زبانهای مختلف ترجمه می‌كند و این وسائل را در اجتماعات بین المللی استخدام نموده است، به نحوی كه نماینده هر دولتی گوشی خاصی روی گوش‌ها گذارده ترجمه هر سخن را به زبان خود از آن گوشی می‌شنود.
آنچه در احادیث ظهور دارد این است كه ندایی كه بیشترین اهمیت را داشته از نشانه‌های حتمی محسوب می‌گردد، همان ندایی است كه در ماه رمضان شنیده می‌شود. این صیحه و یا ندا برترین بشارتی است كه از آسمان به اهل زمین می‌رسد و بزرگترین تهدید و انذار برای طغیان‌گران ستمگر، یعنی كسانی كه در برابر حق هر چه باشد خضوع نمی‌نمایند.
ما را قدرت و توان آن نیست كه میزان تأثیر آن ندا را در اجتماعات بشری در آن روز تصور نمائیم. در آن روز شادی و سرور در چهره‌های مؤمنان هویداست و ترس و وحشت و اضطراب و هراس بر قلوب مجرمان استیلا می‌یابد، خصوصاً وقتی بدانند كه آنان را توان گریختن از سلطه آن حاكم قدرتمندی كه در یاری او اهل آسمان پیش از اهل زمین شركت داشته نیست و در برابر حكم وی تمام جنبه‌های طبیعت خاضعند، بلكه در ماوراء الطبیعه هم می‌تواند تصرف كند.
سلام خدا بر پیامبر او و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ ! آنانكه دقیقاً مسائل را روشن نموده آنچه را كه مربوط به صیحه آسمانی از مجموعه نشانه‌های ظهور است ـ به مقداری كه عقل‌ها در آن زمان می‌توانستند دریابند ـ بیان فرمودند.
اینك برخی از آن احادیث:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «صیحه‌ای كه در ماه رمضان شنیده می‌شود در شب جمعه بیست و سوم این ماه است.»[3] در این هنگام باطل روندگان به شك می‌افتند.[4]حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «ندا دهنده‌ای از آسمان به نام قائم، ندا در می‌دهد و هر كه در مشرق و در مغرب است آن را می‌شنود. خوابیده‌ای باقی نمی‌ماند مگرآنكه بیدار می‌شود و ایستاده‌ای نیست، مگر اینكه می‌نشیند و نشسته‌ای نیست، مگر آنكه ـ از شدت ترسی كه از شنیدن این صدا بر آنان مستولی می‌شود ـ بر روی دو پای خود می‌ایستد. پس خدا رحمت كند آن كس را كه از این صدا عبرت گیرد و جواب دهد[5]! صدای اول صدای جبرئیل است.»سپس فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب جمعه و درشب بیست و سوم خواهد بود. پس در آن شك نكنید. آن را بشنوید و اطاعت كنید. در پایان روز صدای ابلیس ملعون است كه ندا در می دهد آگاه باشید! فلان كس مظلوم كشته شد.[6]می‌خواهد با این صدا مردم را به تردید افكنده و آزمایش‌شان كند. چه بسیار افراد مردّد و متحیّری كه جنهمی می‌شوند! پس اگر صدا را در ماه رمضان شنیدید در آن تردید نكنید، زیرا كه صدای جبرئیل است و نشانه آن این است كه او به نام قائم و پدرش ندا درمی‌دهد؛ به نوعی كه دوشیزه در خانه نیز در پشت پرده آن صدا را می‌شنود و پدر و برادرش را به بیرون رفتن تشویق می‌كند[7]»
آنگاه فرمودند: «و این دو صدا قبل از خروج قائم حتماً شنیده خواهد شد.»[8]
و نیز از وجود مقدس حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ نقل شده است كه فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب بیست و سوم است پس هیچ خلقِ جانداری باقی نمی‌ماند؛ مگر آنكه این صدا را می‌شنود. صدا چنان است كه خوابیده را بیدار می‌كند و به صحن منزلش می‌آید و دوشیزه نیز از پرده‌اش بیرون می‌آید.»[9]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: «اولین كسی كه با قائم ـ علیه السّلام ـ بیعت می‌كند جبرئیل است كه به صورت پرنده‌ای سقید فرود آمده با او بیعت می‌نماید یك پای خود را بر كعبه می‌نهد و پای دیگر خود را بر بیت المقدس آن گاه با صدایی فصیح و بلیغ آن چنان صدا می‌كند كه همه خلائق می‌شنوند. می‌گوید امر خدا آمد. بر آن مشتابید.[10]»[11]
حضرت امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«دررجب سه ندا از آسمان شنیده می‌شود:
صدای اول این است: آگاه باشید كه لعنت خدا بر ستمگران است!
صدای دوم این است: ای گروه مؤ‌منان نزدیك شونده نزدیك شد!
صدای سوم این است: خدا فلان كس را برانگیخت سخن او را بشنوید و اطاعتش نمایید.»[12]
زراره گوید:از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ چنین شنیدم كه می‌فرمودند:«... و ندادهنده‌ای ندا درمی‌دهد: علی وشیعه او رستگارانند.» عرض كردم:پس چه كسی بعد ازآن با مهدی می‌جنگد؟
فرمودند:« شیطان ندا می‌دهد: فلان كس و شیعه او رستگارانند؛ یعنی مردی از بنی امیّه.»[13] عرض كردم:چه كسی راستگو را از دروغگو بازمی‌شناسد؟
فرمودند:«وی را كسانی می‌شناسندكه حدیث ما را روایت می‌كنند و گویند: وی خواهد آمد قبل از آنكه قیامت آید، (یعنی قبل از وقوع صیحه آسمانی اطلاع دارند كه چنین صیحه واقع خواهدشد) و می‌دانند كه آنان ذیحقند و راستگو.»[14]
امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«جبرئیل در صیحه خویش گوید: ای بندگان خدا! آنچه را كه می‌گوییم بشنوید، این مهدی آل محمد است كه از مكه قیام می‌كند، او را اجابت كنید.»[15]
سفیانی
ذكر سفیانی در احادیث فراوانی آمده است و گروهی از احادیث گفته‌اندكه:«نام وی، عثمان بن عنبسه است.» بنابراین وی فردی از افراد بشر است، نه آنكه برخی گمان برده‌آند، مراد از سفیانی، سوفیاتی یعنی اتحاد جماهیر شوروی است، خروج این فرد طغیان‌گر از نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است. او یكی از سنگدل ترین افراد بشر است كه معنای عاطفه و رحم را نشناخته در پیشگاه خداوند مرتكب بیشترین جنایت و جرم می‌گردد و در قساوت قلب و سنگدلی مرتبه ویژه‌ای را داراست!!
نسبتش به امویان می‌‌رسد. خونریز است. انسان‌ها را به سادگی حشرات می‌كشد.
[1] . كمال الدین، ج2، ص649 ، نیزشیخ طوسی در كتاب «غیبت» خود ص267، با اختلاف در ترتیب نشانه‌ها آن را نقل می‌كند.
[2] . بحار الانوار، ج52، ص205، به نقل از «كمال الدّین».
[3] . كمال الدّین، ج2، ص650.
[4] . غیبت شیخ طوسی، ص266، كمال الدّین، ج2، ص652.
[5] . یعنی همت گمارد و به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ملحق گردد.
[6] . ممكن است مراد از این كلمه فلان كس «عثمان» باشد آنگونه كه در برخی از احادیث آمده است.
[7] . یعنی به خارج شدن از منزل و ملحق شدن به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است.
[8] . غیبت نعمانی، ص254، (باب 14، حدیث13) و نیز شافعی سلیمی در كتاب عقد الدررص105 این حدیث را نقل می‌نماید.
[9] .غیبت نعمانی.
[10] . نحل آیه 2.
[11] . كمال الدین، ج2، ص 671، بحار الانوار، ج52، ص 286.
[12] . غیبت شیخ طوسی، ص268 مراد از فلان حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است. شاید نام نبردن حضرت از جهت تقیّه و یا ازشدت واضح بودن باشد.
[13] . ظاهراَ عثمان‌بن‌عفان یا عثمان بن عنبسه سفیانی است.
[14] . غیبت نعمانی، ص264، باب چهاردهم حدیث 28.
[15] . خطبه البیان، الزام النّاصب، ج2 ، ص200.




 برچسب ها : علائم حتمی ظهور

جنگهاى خونين

در منابع دينى ، از جنگ هاى خونين و كشتارهاى بزرگ نيز، به عنوان نشانه هاى ظهور ياد شده است (367) . گويا اين جنگها بين اهل باطل ، بر سر رقابتهاى مادى و سياسى روى مى دهد كه در نهايت ، بدون پيروزى هيچ يك از دو گروه و پس از بر جاى گذاشتن . انبوهى از كشته ها، پايان مى يابد. بروز چنين فاجعه اى بزرگ ، نتيجه طبيعى فساد زمين و فراگير شدن ظلم و جور است . از برخى روايات ، استفاده مى شود كه در منطقه ((قرقيسا)) جنگ عظيمى بين بنى عباس و مردانى رخ مى دهد كه نوجوانان زورمند، فرسوده و پير مى گردد و لاشه هاى كشته هاى بر روى هم انباشته مى گردد. از قرائن و شواهد برمى آيد كه اين خون ريزيهاى بزرگ ، در همان واقعه خروج سفيانى و آشوبهاى آن زمان است و حادثه جداگانه اى نيست .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از اين روايات ، در هم كوبيدن مستكبران و دشمنان حق و عدالت باشد كه در زمان ظهور و به دست مهدى (ع ) انجام مى شود، بنابراين از وقايع دوران ظهور است ، نه نشانه ظهور..



 برچسب ها : علائم ظهور
خروج حسنی

خروج حسنی

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ كه بوى حتم و يقين به خود گرفته است، خروج فردى به نام سيد حسنى است.

 او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ كه البته بنا بر برخى روايتها در دست چپ او چنين نشانه اى ست ـ و از خراسان حركت و جنبش خود را آغاز مى كند.

 او شيعه و پيرو خاندان وحى و رسالت است بر عقيده ى خويش پايبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبيّت در دلهاست او همان كسى است كه پيش از سپاه سفيانى و قتل و غارت آنها وارد كوفه مى شود و همزمان با ورود او يمانى نيز از يمن به وى مى پيوندد و سپاه سفيانى را در خارج كوفه از بين مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسليم مى كند و با او بيعت مى كند.

امام باقر ـ عليه السلام ـ  فرمودند:

يخرج شاب من بني هاشم بكفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

جوانى از نسل هاشم كه در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سياه خروج مى كند فرمانده لشكر او شعيب بن صالح است و او با لشكر سفيانى نبرد كرده و آنان را متلاشى مى نمايد.

خروج سيد حسنى از نشانه هايى است كه در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) رخ مى دهد .خروج سيد حسنى با يارانش براى يارى آن حضرت است . سيد حسنى جوان خوش صورتى است كه از طرف ديلم و قزوين خروج مى كند و با صداى بلند فرياد مى زندكه به فرياد قائم آل محمد(ع) برسيدكه از شما يارى مى طلبد.

اين سيد حسنى ظاهر از فرزندان امام حسن مجتبى (ع) مى باشد. او از مكان خود تاكوفه را از لوث وجود ظالمان پاك مى كند. چون با اصحاب خود واردكوفه مى شود، به او خبر مى دهند كه حضرت حجت (ع) ظهوركرده و از مدينه به كوفه تشريف آورده است. پس با اصحاب خود، خدمت آن حضرت مشرف مى شوند و از آن حضرت مطالبة دلائل امامت و مواريث انبياء را مى نمايد. او مى داندكه مهدى (ع) بر حق است، ولكن مقصودش اين است كه حقيقت امام را بر مردم و اصحاب خود ظاهر نمايد. پس آن حضرت دلائل را براى او ظاهر مى كند. وقتى سيد حسنى يقين به صدق امام ندا مى كند، مى گويد: الله اكبر دستت را بده تا با تو بيعت كنم . با آن حضرت بيعت مى كند و به پيروى از او، سپاهش نيز بيعت مى كنند.



 برچسب ها : علائم ظهور
جانبازان

به یاد جانبازان شهید

که پس سالهای تحمل رنج ودرد ناشی ازمجروحیت به دیدار دوستان شهیدشان شتافتند.

برادران شهیدم چرا این تن مجروح
 قلب شکسته را تنها گزاشتید رفتد

همه عالم بدانید این قلب  شکسته مجروح فقط به عشق ولایت  می تپه  عشق ما ازروز غدیر اغاز شده  الان هم امام خامنه ای پرچمدارش می باشد  تا پرچم ولایت را به امام عصر بدهد.

عکس شهدا را می بینیم اما عکس سخنانشان عمل می کنیم.

شهدا برای همه خواهران و برادران دینی شان وصیت کرده اند ...

خواهرم حجاب اسلامی را رعایت کن ...

برادرم اسلحه دفاع از انقلاب و خون شهدا را زمین نگذار ...

و ای همه ی ملت ایران زمین مدافع ولایت فقیه باشید ....

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد




 برچسب ها : جانبازان

نشانه های ظهور و تحلیل آنها




در میان نشانه ها شماری از آنها به روشنی به عنوان: (علائم حتمی ظهور), یاد شده اند. منظور از نشانه های حتمی در مقابل غیرحتمی, ظاهراً آن است که تحقق پدیدار شدن آنها, بدون هیچ قید و شرطی, قطعی و الزامی خواهد بود, به گونه ای که تا آنها واقع نگردند, حضرت مهدی(ع) ظاهر نخواهد شد. اگر کسی پیش از واقع شدن نشانه های حتمی, ادعای ظهور مهدی(ع) را بکند, ادعایی است نادرست.

در برابر اینها نشانه های غیرحتمی است, یعنی مقید و مشروط به اموری هستند که در صورت تحقق آنها, به عنوان نشانه, پدید می آیند. به عبارت دیگر, نشانه های غیرحتمی, شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان(ع) ظهور کند. امامان معصوم(ع) به خاطر مصالحی, از پدید آمدن آنها در دوره غیبت, خبر داده اند.

گروهی, نشانه های حتمی را نشانه هایی دانسته اند که در آنها (بداء) حاصل نمی شود. برخلاف نشانه های غیرحتمی که ممکن است (بداء) حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلی حذف شوند.

ولعلّ المراد بالمحتوم مالابدّ من وقوعه ولایمکن ان یلحقه البداء.

شاید منظور از حتمی آن باشد که از پدید آمدن آن گریزی نیست و امکان ندارد که (بداء) در مورد آن حاصل شود.

در روایتی (محتوم) در برابر (موقوف) به کار رفته است.

امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه:

ثم قضی أجلاً وأجل مسمّی عنده. می فرماید:

انّهما أجلان, أجل محتوم و أجل موقوف.

قال له حمران: مالمحتوم؟

قال: الذی لایکون غیره.

قال: وما الموقوف؟

قال: هو الذی للّه فیه مشیة….

آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف.

حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست؟

فرمود: آن که غیر از آن نمی بوده باشد؟

عرض کرد: موقوف چیست؟

فرمود: آن [رخدادهایی است] که در آنها مشیتی از خداوند است. شاید پدید آیند و شاید نیایند].

از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون, استفاده می شود که منظور از (حتمی), یعنی قطعی و مسلم که خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نکرده است.

البته باید توجه داشت که حتمی و یا مسلم و قطعی بودن وقوع این نشانه ها, به این معنی نیست که پدیدنیامدن آنها محال است, بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها, پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده کند, قطعی خواهد بود.

برای روشن شدن این مطلب, بایسته می نماید شرح دهیم که رخدادهایی که از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:

1. برخی از امور مسلم, به همان گونه که خبر داده اند, پدید می آیند و هیچ تغییری در آنها داده نمی شود. این دسته از امور, حوادثی هستند که شرایط اقتضای آنها فراهم است و مانعی در کار نیست. چنین اموری را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلاً بردارد, ولی چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم: (عدالت) (حکمت) و (لطف) خداوند ناسازگار است, تغییر آنها از سوی خداوند, محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدی(ع) که امکان ندارد تغییر کند, یا اصلاً برداشته شود, چنانکه خداوند, توان به انجام ظلم را دارد, ولی انجام آنها بر وی محال است.

2. دسته ای از رخدادها, مانند حالت نخست, اموری حتمی و قطعی هستند, ولی تبدیل و برداشتن آنها ناسازگاری با حکمت و عدالت خداوند ندارد. این امور, هر چند از جهت این که اسباب و شرایط ایجاد آنها, وجود دارد و باز دارنده ای هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت, حتمی هستند, ولی هیچ اشکالی ندارد که اراده خداوند آنها را تغییر دهد, یا آن را بردارد. نشانه های حتمی ظهور, از این گونه اند یعنی از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان, پیش بینی شده با نبودن بازدارنده بر سر راه پدید آمدن آن, تحقق آن قطعی و الزامی خواهد بود. با این حال, امکان دارد به اراده خداوند, تغییر کنند و یا محقق نشوند, پس حتمی بودن, به معنای آن نیست که محال است رخ ندهند.

3. دسته ای از رخدادها, آنهایی هستند که پدید آمدن آنها, در صورتی که بازدارنده ای پیش نیاید و با مقتضیات آنها موجود باشد, واقع خواهند شد. شمار زیادی از نشانه های ظهور که در روایات, پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت, پیش بینی شده است و به عنوان نشانه های غیر حتمی شمرده می شوند, از این گونه اند; از این روی امکان دارد, پدید آیند و امکان دارد پدید نیایند.

بنابراین, می توان نتیجه گرفت که نشانه هایی حتمی, از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها, پدید خواهند آمد. ولی محال نیست که خداوند آنها را تغییر دهد.

از آن جا که در روایات فراوانی, امامان(ع), بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تأکید کرده اند, می توان گفت که اراده خداوند, بر پدید آمدن آنهاست.

این نشانه های حتمی به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است. در شماری از اخبار, نشانه های حتمی ظهور, پنج عدد شده اند.

عمربن حنظله می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:

لایخرج المهدی حتی تطلع مع الشمس آیة.

در این روایت, گرچه تعبیر (حتمی) به کار رفته, ولی از سیاق آن پیداست که تا چنین نشانه ای با خورشید ظاهر نشود, حضرت مهدی(عج) ظهور نخواهد کرد.

در میان نشانه هایی که بدانها اشاره کردیم, حتمی بودن نشانه های پنجگانه: خروج سفیانی خروج یمانی, صیحه آسمانی, قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است, زیرا از روایات فراوانی که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد, حتمی بودن آنها استفاده می شود.

نعمانی می نویسد:

… ثم حققوا کون العلامات الخمس التی اعظم الدلائل والبراهین علی ظهور الحق بعدها, کما بطلوا امر التوقیت

سپس نشانه های پنجگانه را که بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشکار شدن حق است, ثابت کرده اند همان گونه که مسأله مشخص کردن زمان معیّن را برای ظهور, باطل کرده اند.

نعمانی, در این سخن, ضمن آن که بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاکید می ورزد, آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه های ظهور نیز می داند.

ولی حتمی بودن سایر نشانه ها مورد اشکال است; زیرا طلوع خورشید از مغرب, ندا و اختلاف بین حاکمان بنی عباس, از روایت ابی حمزه استفاده می شود که مرسله است و نمی توان بر آن اعتماد کرد. افزون بر این, چنانکه خواهیم گفت, احتمال می رود منظور از (نداء), همان صیحه آسمانی باشد که از نشانه های پنجگانه بود و (طلوع خورشید از مغرب) نیز, گذشته از ضعف سند آن, بر ظهور خود حضرت مهدی(ع) تطبیق شده است. از آن جا که این نشانه ها در برخی روایات در ردیف (و خروج القائم من المحتوم) آمده این احتمال وجود دارد که از نشانه هایی حتمی برپایی قیامت, باشند نه نشانه های ظهور.

همچنین روایت (ظاهر شدن دستی با خورشید) اولاً, زیادبن مروان در سند روایت توثیق نشده, ثانیاً, در برخی از نسخه ها, به جای (کف یطلع من السماء), کسف یطلع من السماء) است; از این روی, احتمال دارد, مراد پدید آمدن کسوف باشد.

ظاهر شدن نشانه ای با خورشید, که به عنوان نشانه حتمی ذکر شده, سخن معصوم(ع) نیست, سخن ابن عباس است.

غیر از این مواردی که یاد کردیم, موارد دیگری نیز در کتابهای روایی, به عنوان نشانه های حتمی آمده, ولی با توجه به اسناد ضعیف آنها, نمی توان به حتمی بودن آنها, بلکه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس, شیخ مفید, اصل تقسیم نشانه ها به حتمی و غیرحتمی را امری مسلم دانسته, ولی بر این باور است که حتمی بودن همه آنها روشن نیست. بنابراین ظاهراً علائم حتمی ظهور همان پنج تا است که در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.





 برچسب ها : علائم حتمی ظهور

قتل نفس زكيه

نفس زكيه ، يعنى فرد بى گناه ، پاك ، كسى كه قتلى انجام نداده است و جرمى ندارد .

حضرت موسى در اعتراض به كار خضر مى فرمايد :

(( اقتل نفسا زكيه بغير نفس ))

آيا جان پاكى را بى آن كه قتلى انجام داده باشد، مى كشى ؟

گويا در آستانه ظهور مهدى (عج )، درگير ودار مبارزات زمينه ساز انقلاب مهدى (ع )، فردى پاكباخته و مخلص ، مخلصانه در راه امام (ع ) مى كوشد و مظلومانه به قتل مى رسد. فرد ياد شده ، از اولاد امام حسن مجتبى است كه در روايات ، گاهى از او به عنوان : ((نفس زكيه ))، ((سيد حسنى )) ياد شده است .
قتل نفس زكيه ، چنانكه قبلا ياد كرديم از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است . هر چند در منابع عامه ، نامى از آن برده نشده ، ولى در منابع شيعه ، روايات آن فراوان و بلكه متواتر است از اين روى ، در اصل تحقق چنين حادثه اى به عنوان علامت ظهور، شكى نيست ، هر چند جزئيات آن و نيز زمان و مكان تحقق آن و ويژگيهاى مقتول ، مشكل است .
برخى احتمال داده اند كه مراد از نفس زكيه ، محمد بن عبدالله بن حسن ، معروف به نفس زكيه است كه در زمان امام صادق (ع ) در منطقه ((احجاز زيت )) در نزديكى مدينه كشته شد.
اين احتمال درست نيست ، به چند دليل :
1. لازمه اش اين است كه پيش از تولد مهدى (ع )، بلكه پيش از آن كه امامان (ع ) از آن خبر دهند، اين نشانه رخ داده باشد.
2. در روايات تصريح شده كه نفس زكيه ، بين ركن و مقام كشته مى شود و حال آن كه محمد بن عبدالله بن حسن ، در منطقه ((احجار زيت )) در نزديكى مدينه كشته شده است .
3. همان گونه كه پيش از اين اشاره كرديم ، برابر روايات قتل نفس زكيه ، از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است ، حال آن كه محمدبن عبدالله ، سالها پيش از تولد مهدى (ع ) به قتل رسيده است .
امام باقر(ع ) مى فرمايد:

(( ليس بين قيام القائم (ع ) و قتل النفس الزكيه اكثر من خمس عشر ليله . ))

بين ظهور مهدى (ع ) و كشته شدن نفس زكيه ، بيش از پانزده شبانه روز فاصله نيست .
محمد بن عبدالله بن حسن ، معروف به نفس زكيه ، در زمان امام صادق (ع ) و در سال 145 ه - .ق . به قتل رسيده و از آن هنگام تا به حال ، بيش از ده قرن مى گذرد و نمى تواند علامت متصل به ظهور باشد.
به نظر مى رسد، امورى چون همنامى وى و پدرش با پيامبر اكرم (ص ) و پدر گرامى ايشان ، شباهت ظاهرى ، بودن وى از خاندانى شريف و بزرگوار امام حسن مجتبى (ع )، وجود برخى نشانه ها، چون داشتن خالى سياه بر روى كتف راست ، قيام وى در شرايط سخت و در اوج خشونت بنى اميه و از همه مهمتر، شيطنتها و تحريفهاى بنى عباس ، سبب گشته بود كه مردم به اشتباه بيفتند و گروهى او را مهدى تصور كنند.
علاوه بر اين ، از برخى قرائن استفاده مى شود كه خود ((نفس زكيه )) و پدرش عبدالله محض ، كه شيخ بنى هاشم در آن عصر به شمار مى رفت و نيز برادرش ابراهيم ، به ايجاد و تقويت اين شبهه در بين مردم دامن مى زدند و چنين وا مى نمودند كه گويا مهدى ايشان ، همان مهدى موعود است . آنان مى خواستند از اين راه ، در رسيدن به قدرت و پيروزى انقلاب خويش و در هم شكستن بنى اميه كمك بگيرند. امام صادق (ع ) در همان هنگام ، آنان را از اين كار بازداشت.



 برچسب ها : علائم حتمی ظهور

خروج يمانى

يكى از عوامل زمينه ساز ظهور منجى عالم بشريّت خروج فردى از يمن است اين حركت هدايت بخش ترين حركت پيش از ظهور است و نويدبخش مؤمنان منتظر. حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمايند:

خروج الثلاثة: السفياني والخراساني واليمانيّ في سنة واحدة في شهر واحد في يوم واحد وليس فيها من راية اهدى من راية اليماني، لأنّه يدعو إلى الحقّ.

سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و يك ماه و يك روز قيام نموده و در ميان ايشان پرچمى چون پرچم يمانى به هدايت نزديكتر نيست.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

يكون خروج السفياني من الشام وخروج اليماني من اليمن.

قيام سفيانى از شام و يمنى از يمن است.

در روايات آمده است كه: يمنى در پى نبرد سفيانى با وى وارد عراق مى شود. و نيز يمنى با كمك از نيروى خراسانى وارد صحنه كارزار با لشكريان سفيانى خواهد شد.

نیز میگویند سردارى از يمن قيام مى كند و مردم را به حق و عدل دعوت مى كند. اين نشانه ، در منابع عامه نيست . ولى در مصادر شيعه ، روايات فراوان در اين باره وجود دارد، به گونه اى كه برخى آنها را مستفيض دانسته اند. و همان گونه كه قبلا اشاره كرديم ، خروج يمانى از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است .
امام صادق (ع ) مى فرمايد :

خروج الثلاثه ، الخراسانى و السفيانى و اليمانى فى سنه واحده فى شهر واحد، فى يوم واحد و ليس فيها رايه باءهدى من رايه

اليمانى يهدى الى الحق .

قيام خراسانى و سفيانى و يمانى ، در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان ، هيچ پرچمى به اندازه يمانى ، دعوت به حق و هدايت نمى كند.
و در روايت ديگرى مى خوانيم :

واليمانى من المحتوم

در برخى روايات ، افزون بر قيام يمانى و خراسانى ، از قيام مصرى همزمان با قيام آنان ، خبر داده شده است . گرچه تصريح نشده كه پرچمدار مصرى نيز، همچون يمانى و خراسانى دعوت به حق مى كند، ولى به نظر مى رسد كه وى نيز، همزمان با آنان ، در آن سوى دنياى اسلام ، به حمايت از امام بر مى خيزد.
بنابراين ، خروج يمانى ، اجمالا از نشانه هاى حتمى ظهور است ، هر چند جزئيات و چگونگى قيام وى روشن نيست ، خروج خراسانى و مصرى نيز، گرچه در برخى روايات در كنار يمانى آمده اند، ولى حتمى بودن آنان مسلم نيست



 برچسب ها : علائم حتمی ظهور

پيرامون 313 يار مخصوص وويژه امام زمان به دو نكته مهم اشاره مى نماييم:
1 ـ تواتر حديث 313 نفر
در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام ع هستند و اين حديث 313 نفر در كتب معروف مانند بحار الانوار و اثبات الهداة و منتخب الاثر...آمده است.
2 ـ ويژگيهاى مخصوص ياران خالص يعنى 313 نفر از ديدگاه روايات
الف) امام مهدى (عج) در انتظار آنها به سر مى برد:

هنگام ظهور امام قائم ع آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى به نام ذى طوى در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند... و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...

ب) 313 نفر از اطراف جهان جمع مى شوند

امام باقر ع مى فرمايد :

خداوند براى حضرت قائم (عج) از دورترين شهرها به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.

ج) 313 نفر نخستين بيعت كنندگان با حضرت قائم (عج) هستند.

هنگام ظهور نخستين كسانى كه پس از جبرييل امين ع با امام قائم (عج) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند و اين مطلب در احاديث آمده است.

البته بايد توجه داشت كه آغاز ظهور ياران امام زمان 313 نفرند و گرنه بطور سريع برياران آن حضرت افزوده مى شود، بطورى كه در همان آغاز به 000/10نفر مى رسند.

د) 313 نفرجانبازن سلحشورند

امام سجاد ع مى فرمايد:

اين 313 نفر در حدّى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه در راه آن حضرت دشمنان را دفع مى كنند.

هـ) 313 نفر پرچمداران و حاكمان روى زمين هستند.

امام صادق ع فرمود:

گويا امام قائم (عج) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمانان جنگ بدر ـ اطرافش را گرفته اند اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خداوند هستند.

و) 313 نفر امت معدوده و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند

در قرآن مى خوانيم ـ هر جا كه باشيد، خداوند همه شما را حاضر مى كند ـ در تفسير اين آيه شريفه امام باقر ع مى فرمايد:

منظور ياران قائم (عج) اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده كه (در سوره هود آمده) آنها هستند. به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند، همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.

ز) 313 نفر ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكمند

امام صادق در تفسير آيه 70 سوره هود كه در آن آمده، حضرت لوط به قوم سركش و تبهكار خود گفت، «لو أن ّ لى بكم قوّة او آوى الى ركن شديد»فرمود.

منظور از قوة همان قائم (عج) است و منظور از ركن (پشتيبان محكم) 313 نفر از يارانش هستند.

ح) امام باقر ع فرمود:

امام قائم (عج) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از عجم هستند، برخى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند و به نام و پدر و اوصاف و نسب معروفند .

ط) دست خدا بالاى سر حضرت مهدى (عج) و يارانش است .

اين مطلب از آيه شريفه «ان تنصروالله ينصركم و يثبّت اقدامكم» استفاده مى شود.

ى) 50 نفر از 313 نفر يار مخصوص امام زمان (عج) از زنان هستند.

امام باقر ع مى فرمايد: سوگند به خدا سيصد و اندى نفر مرد مى آيند كه در ميانشان 50 نفر زن هستند، آمدنشان همچون ابرهاى پاييزى است.



 برچسب ها : یاران حضرت مهدی, عج
سفیانی

خروج سفیانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور منجی از دیدگاه شیعیان است.[۱] به‌باور ایشان سفیانی که دشمن سپاهیان حجت بن حسن (مهدی) است، بیش‌ترین سهم را در نبردهای قبل از ظهور دارد[۲] و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مسلمانان را فریب می دهد و قیام‌اش را از شام آغاز می‌کند و عراق و حجاز را پس از جنگ‌های متعددی تسخیر می‌کند و سرانجام به‌دست حجت بن حسن (مهدی) کشته می‌شود.[۳]

حتمی بودن قیام سفیانی

امام جعفر صادق در روایتی در بحارالانوار[۴] دربارهٔ حتمی بودن قیام سفیانی می‌گوید:[۵]

سفیانی از نشانه‌های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه به طول می‌کشد...


در روایتی از امام علی:
" بعد از خروج سفیانی به اندازه یک وضع حمل (معادل 9 ماه) بر او بشمارید. "

زمان آغاز قیام 

بنابر روایت دیگری[۶] از امام جعفر صادق(ع)، قیام سفیانی در ماه رجب رخ خواهد داد.[۷]

قیام سفیانی 

بنابر روایات متعدد آغاز حرکت سفیانی از وادی یابس است.[۸] اما بنابر روایتی در نسخه خطی ابن حماد[۹] به‌نقل از محمد بن جعفر بن علی، آغاز حرکت سفیانی از روستایی به نام أندرا است. وی ۷ نفر همراه نیز دارد.[۱۰] بنابر روایات قیام او سه مرحله دارد:

  • تثبیت قدرت
  • پیکار در عراق
  • بازگشت به شام

تثبیت قدرت

سفیانی در ابتدا دست به یک شورش زده و پس از ۶ ماه جنگ مداوم بر ۵ منطقهٔ دمشق، اردن، حمص، فلسطین و قنسرین غلبه می‌کند[۱۱][۷]، سپس بر تمامی منطقه شام به جز لبنان مسلط شده و بر آنجا فرمانروایی می‌کند[۱۲][۱۳].

پیکار در عراق 

او بعد از سلطه بر تمامی منطقه به عراق و حجاز لشکرکشی می‌کند.[۷] هدف اصلی او برای ورود به عراق، مقابله با سپاه ایران است که می‌خواهند که برای فتح سوریه و قدس از راه عراق به آنجا بروند.[۱۴] سپس سپاه سفیانی وارد قرقیسیا می‌شود.

جنگ قرقیسیا 

تصویری از فرات، جنگ قرقیسیا در کنار این رود رخ می‌دهد.

پس از ورود سفیانی به منطقهٔ قرقیسیا جنگی رخ می‌دهد که به جنگ قرقیسیا معروف است. قرقیسیا شهر کوچکی بوده در مدخل نهر بوخار در رود فرات که امروزه فقط خرابه‌های آن نزدیک شهر دیرالزور نزدیک مرز سوریه با عراق قرار دارد.[۱۵]

جنگ قرقیسیا در مرزهای سوریه، عراق و ترکیه به وقوع خواهد پیوست. دلیل اصلی این جنگ پیدا شدن گنجی در رود فرات است.[۱۴] این گنج به صورت کوهی از طلا و نقره‌است که از درون فرات بیرون کشیده می‌شود[۱۶]. همهٔ مردم برای دستیابی به آن گنج وارد این سرزمین شده‌اند و به همین خاطر جنگ سختی رخ می‌دهد که به کشته شدن صدها هزار نفر می‌انجامد[۱۴].

در روایات شیعی[۱۷] از این نبرد به نام سفرهٔ الهی یاد شده، چون در آن سفیانی به جنگ با أبقع و أصهب که دشمن مشترک سفیانی و شیعیان هستند، می‌پردازد که این امر باعث کشته شدن بسیاری از سپاهیان سفیانی می‌شود[۱۸]. در این جنگ سفیانی بر سپاهیان أبقع و أصهب پیروز می‌شود و هر دوی آنها را به قتل می‌رساند. در این جنگ صدهزار نفر کشته می‌شوند[۱۸]. سپس سفیانی هفتاد هزار نفر از سپاهیانش را به سوی کوفه اعزام می‌کند[۱۹].

اشغال عراق 

حاکم عراق در زمان حملهٔ سپاه سفیانی فردی به نام شیصبانی است[۲۰]. سپاه سفیانی متشکل از صد و سی هزار نفر[۱۵]، از سمت غرب به عراق وارد می‌شوند و به سپاهیان شیصبانی حمله کرده و تمامی سپاهیان او را از بین می‌برند[۲۰]. سفیانی با سلطه بر عراق، کشتار بزرگی را ترتیب می‌دهد[۲۰][۲۱]. سپاه سفیانی در شهرهای بغداد، الانبار، صرات، فاروق و روحا مستقر می‌شوند[۲۲].

سپاه سفیانی در عراق با نیروی مقاوم خاصی روبه‌رو نمی‌گردد. تنها گروه اندکی به رهبری مردی عجم که از اهل کوفه‌است با او به مقابله می‌پردازند ولی فرماندهٔ ارتش سفیانی او و نیروهایش را در منطقه‌ای میان حیره و کوفه بقتل می‌رسانند[۲۳].

تنها چند هفته بعد از سلطهٔ سفیانی، به او خبر می‌رسد که سپاهیان ایران برای پیوستن به سپاهیان مهدی شروع به حرکت به سمت عراق کرده اند[۲۴]. نیروهای سفیانی در برابر آنها عقب نشینی می‌کنند و با آنها درگیر نمی‌شوند[۲۴]. دلیل اصلی این عدم رویارویی این است که سفیانی می‌خواهد بعد از پیوستن نیروهای ایران و یمن به سپاه مهدی به آنها حمله کند و تمامی مخالفان را یک جا شکست بدهد[۲۴].

فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین 

سفیانی برای گرفتن کعبه به سمت مکه می‌رود

حاکم حجاز که نمی‌تواند با سپاه حجت بن حسن (مهدی) مقابله کند از سفیانی می‌خواهد تا به کمک او بیاید[۲۵]. سفیانی سپاه خود را دو قسمت کرده، نیمی را به شام و نیمی را به حجاز می‌فرستد[۲۶]. سپاهیان او در ابتدا شهر مدینه را اشغال می‌کند و تمامی شیعیان شهر را قتل عام می‌کند[۲۷] . دوازده هزار نفر از سپاهیان سفیانی سپس به سمت شهر مکه می‌روند[۱۵]. آنگاه سپاهیان سفیانی که برای فتح مکه و کعبه به آن سو رفته‌اند در بیابان بیداء گرفتار حادثه‌ای عجیب می‌شوند و همگی به جز دو یا سه نفر درون زمین فرو می‌روند. [۲۸][۱۵]

بازگشت به شام 

نبرد اهواز 

نیروهای حجت بن حسن (مهدی) که به فرماندهی صالح ابن شعیب[۲۹] در منطقهٔ کوه سفید در حوالی شهر استخر مستقر شده‌اند با بقایای سپاهیان سفیانی در عراق در جنگی که به نبرد اهواز معروف است می‌پردازند[۲۹].

نبرد قدس

بعد از جنگ اهواز، سپاهیان ایران به همراه سپاهیان حجت بن حسن (مهدی) به سمت شام لشکرکشی می‌کنند[۳۰] و در مرج عذرا در ۳۰ کیلومتری شهر دمشق اردو می‌زنند[۳۰]. در این هنگام، سفیانی به ملاقات حجت بن حسن (مهدی) می‌رود و تسلیم می‌شود[۳۱] اما در ادامه تحت تأثیر نزدیکان و پشتیبانانش از تسلیم شدن منصرف می‌شود، از دمشق عقب نشینی کرده و به رمله در فلسطین می‌رود[۳۰]. صالح ابن شعیب همراه با سپاهیانش که در حدود یک میلیون نفر[۳۲] هستند پس از گذشت از شام به فلسطین می‌روند و جنگ عظیمی میان آنان و سپاهیان سفیانی و پشتیبان‌های او در مناطق طبریه، صور، عکا و قدس در می‌گیرد که با شکست سفیانی به اتمام می‌رسد[۳۲].

سرانجام قیام سفیانی 

تصویری هوایی ساحل شهر طبریه

بعد از شکست‌های متعدد سپاهیان سفیانی، در جنگ‌های اهواز و قدس و حادثهٔ فرو رفتن سپاهیانش در زمین، او به دست یکی از سپاهیان حجت بن حسن (مهدی) دستگیر می‌شود و در کنار دریاچهٔ طبریه در ناحیهٔ ورودی قدس کشته می‌شود.[۳۰]

پانویس 

  1. خروج سفیانی از نشانه‌های ظهور
  2. خروج سفیانی و دجال چیست؟
    • کمال‌الدین، ج ۲، ص ۶۵۱.
    • نعمانی، الغیبة، ص ۲۷۹.
  3. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۸.
  4. علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۲۴.
  5. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹
  6. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۲۴
  7. نسخه خطی ابن حماد، ص ۷۵.
  8. علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۲۷.
  9. نشانه‌های ظهور امام مهدی علیه‌السلام - خروج سفیانی
  10. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۵۲
  11. خروج سفیانی - تسلط بر شام
  12. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۲۹
  13. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ گفته‌ها و ناگفته‌ها درباره سفیانی
  14. نسخه خطی ابن حماد، ص ۹۲
  15. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۶
  16. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۳۰
  17. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۷
  18. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۳۴-۱۳۵
  19. سفارینی حنبلی، لوائح النوار البهیّه
  20. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۷۳، به نقل از جعفر صادق
  21. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۸
  22. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۳۷
  23. علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۴۳
  24. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۶، به نقل از حذیفهٔ یمانی
  25. نسخه خطی ابن حماد، ص ۸۹
  26. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۵۰-۱۵۳
  27. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ۳۰٫۳ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۱۵۳-۱۵۶
  28. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۴
  29. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ علی کورانی، عصر ظهور، ص ۳۳۹



 برچسب ها : علائم حتمی ظهور


فتنه شام

 

    یکی دیگر از علائم ظهور که حجم قابل ملاحظه ای از روایات مربوط به نشانه های ظهور را به خود اختصاص داده مسئله « فتنه شام» است. ما در مطالب پیشین به برخی از نشانه های نزدیکی ظهور در روایات پرداختیم که رخدادهایی مطابق با آنها در تحولات اخیر عالم به چشم می خورد . اینک و در همین راستا به یکی دیگر از این وقایع یعنی فتنه شام و تطابق آن با رخدادهای سوریه می پردازیم.


 

   با توجه به روایات متعدد ، پیش از ظهور منجی عالم بشریت در شام یا همان سوریه امروزی فتنه ای رخ می دهد که به راحتی پایان نمی یابد و هرگاه که امیدی برای پایان آن به وجود آید و در قسمتی آتش فتنه فروکش کند دو باره شعله های فتنه از جای دیگری سر بر می آورد و امید هار ا از بین می برد.

  این فتنه و آشوب و هرج و مرج ادامه می یابد تا آنجا که حکومت مرکزی را بسیار ناتوان می سازد تا حدی که از مقابله با ضعیف ترین گروه ها و دشمنان هم ناتوان می شود آنگاه مردم در معرض کشتار و قتل عام و فشار اقتصادی و امنیتی شدید قرار می گیرند و کشور دچار جنگ داخلی شده و نهایتا سه گروه با هم درگیر می شوند که یکی از این سه گروه که فرماندهی آن را شخصی به نام «سفیانی» برعهده دارد بردیگران غلبه می کند او همان دشمن سر سخت حضرت مهدی (عج) به شمار می رود و....

   

  این در حالی است که ما امروز سوریه را در بحرانی می بینیم که به اعتراف خود بشار اسد پس از گذشت حدود یک  سال ونیم هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد.

 

اما روایت مربوط به شام:

از امیرالمومنین (ع) روایت شده که فرمودند: 
«
از سه نشانه، انتظار فرج داشته باشید، پرسیدند ای امیرمؤ منان آنها کدامند؟ فرمود: اختلاف اهل شام در بین خودشان و...»

  امروزه اختلاف مردم و گروههای سوری و مقدمات جنگ داخلی در این کشور به وضوح به چشم می خورد.

از پیامبر(ص) روایت شده که فرمود: 
«
قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) فتنه ای پدید می آید که مردم را سخت در محاصره قرار می دهد، پس مبادا اهل شام را دشنام دهید زیرا مؤ منان حقیقی از آن سامان هستند، بلکه ستمگران آنها را نفرین کنید و خداوند بزودی قضا و قدری از آسمان می فرستد تا آنها را پراکنده سازد بگونه ای که اگر روبهان با آنها درآویزند، بر آنان پیروز می گردند،و.....» [[1]] .

 

امروزه می بینیم که حکومت سوریه از سرکوب گروهی تروریست عاجز شده و این بدلیل فشارهای بین المللی و وضعیت حساس این کشور است.«روبهان »که کنایه از دشمنان ضعیف می باشد به خوبی قابل صدق بر گروه های تروریست سوربه می باشد.

 روایات متعدد دیگری نیز در مورد سوریه و اوضاع و احوال آن و نقش آن در اخرالزمان وجود دارد که نیازی به ذکر آنها در این قسمت نیست .

  در پایان تاکید می شود که هرچند رویدادهای سوریه  می تواند از علائم و نشانه های اولیه حوادثی که در روایات پیش بینی شده به شمار آید ولی هرگز نمی توان تنها با توجه به تحولات سوریه با قاطعیت آنها را مرتبط با امر ظهور دانست چرا که نظیر این اختلافات در گذشته رخ داده و در آینده نیز می تواند رخ دهد.

  ولی آنچه که ظن ما را تقویت می کند همزمان شدن این تحولات با تحولات سایر کشور هاست که اوضاع آنها هم با شرایطی که روایات عصر ظهورترسیم می کنند تطابق دارند و در برخی موارد تطبیقشان بسیار دقیق تر و جالب تر نیز می باشد. بنابر این هرچند که نتوان تحولات سوریه را به تنهایی از نشانه های قطعی ظهور به شمار آورد ولی این حوادث می تواند مویدی بسیار قدرتمند بر سایر نشانه ها به شمار آید. به عنوان مثال زمانی که ما نشانه های ظهور را در عربستان و مصر می بینیم و می دانیم که مثلا توصیفات سوریه و ایران نیز در عصر ظهور در روایات ذکر شده به بررسی اوضاع ایران و سوریه نیز می پردازیم تا ببینیم که آیا با آنچه در ورایات آمده تطبیق دارد یا خیو اکنون که تتطابق را مشاهده می کنیم .بنا بر این  تحولات سوریه می تواند مویدی قدرتمند بر این نظریه که ما در آستانه ظهور قرار داریم به شمار آید.

  ما در این سری نوشتار با همین دید کلی به اوضاع جهان می نگریم ولی اوضاع هر کشور ار جداگانه بررسی می کنیم پس لازم است که برای قضاوت تمامی پست ها را مطالعه فرمایید.

 




 برچسب ها : علائم ظهور

چشم زخم یا چشم 
شیطان!!!
چشم زخم

یه سری رسم ها هست که تو ایران هیچ فلسفه خاصی ندارد و اگه از بزرگترها هم بپرسیم فقط میگن یه رسمه امید وارم که شما هم کمی در مورد این مطلب فکر کنید که این چشم زخم که شبیه به یک چشم آبی هست برای چی تو سنت ما ایرانی ها هست و خاصیتش چی هست اگه خاصییت خاصی داره که بگین ما هم بدونیم البته سنگ هم نیست که بگیم انرژی خاصی ساتع میکنه ویه تیکه شیشه هست که کار دست انسان هست و اگر هم که خاصیتی نداره و دکوری هست چرا باید به این شکل آبی و به صورت چشم باشه ؟؟؟

آیا این سنت از تمدن های مرموز وارد ایران نشده؟؟؟

حالا اگه میگید به صورت چشم نیست نظرتان در مورد این گردن آویز ها و دکوری های جدید که خیلی هم مد شده و در اینترنت هم در فروشگاه های مجازی موجود هست چیه ؟؟؟

 

حالا اگر میفرمایید این بخاطر اسمش هست که شبیه به چشم در آوردنش این اشکی که از آن جاری هست میخواهد چه چیزی را ثابت کند ؟؟

آیا به این شکل شبیه نمیباشد حتما میدانید این شکل نماد چیست !!!

 

بله نماد چشم شیطان جنی به نام هورس

امیدوارم در مورد اشیا دورو برمون کمی اطلاعات داشته باشیم و بعد ازونا استفاده کنیم

این شیء که معلوم نیست از چه زمانی وارد فرهنگ شرق شده و بیشتر در تمدنهای هند بیشتر در ترکیه، ارمنستان، ایران و یونان و برخی دیگر از کشور های غربی طرفدار بیشتری داره و مردم بر این باورند که این شیء انها را از چشم زخم نجات میدهد و در اکثر خانه ها ماشینها درب ها شرکت ها حتی گوشی های موبایل و ... میتوان ان را مشاهده کرد و در کشور ترکیه حتی بر روی هواپیما ها نیز میتوان دید

جالب اینجاست در فرهنگ غرب این نماد به چشم شیطان معروف است و در رمالی و دعا نویسی یکی از ابزارها است

و در میان یهودی ها نیز مقدس است و در خانه هایشان جزو تزئینات استفاده میشود

جالب است که این اشکال در اسلام خرافات محسوب می شود اما در میان برخی مسلمانان و حتی در ایران خودمان برخی مسلمانان به علت مطالعه اندک و از روی بی اطلاعی و گاه بعلت اعتقادات خرافی وارداتی، از آنها برای دور ماندن از بلا استفاده می کنند!!!




 برچسب ها : چشم زخم یا چشم شیطان

کالاهای اسرائیلی

می دانی؟ من و تو چه بخواهیم، چه نخواهیم، درست ایستاده ایم وسط یک میدان جنگ. ما پذیرفته ایم مسلمانیم و می دانیم مسلمان دشمنی دارد که قصد جانمان را کرده و تا از بین نبردمان کوتاه نمی آید.

 

از همان اول که آدم ابوالبشر پایش را روی زمین گذاشت تا همین الان که من و تو نشسته ایم اینجا، کسی هست که تمام زندگی اش را وقف کرده تا زمینمان بزند. بله شیطان را می گویم! همان دشمن آشکار.

 

سطل های آبمان کجا گم شد؟!

فعلا 729 را داشته باش تا بعد...کالای 
اسرائیلی

باز هم می توانی راحت بنشینی؟ اشکالی ندارد. اما اگر تو هم فکر میکنی کاری باید کرد، بسم ا...

"بدرستیکه یهود و مشرکان را دشمن ترین انسان ها نسبت به مومنان، خواهی یافت" (مائده، 82)

کافی است برچسب کوکا کولا را برگردانی تا عبارتی را ببینی که هوش از سرت می برد: لا محمد لا مکه!!! (نعوذ با...)

خودمانیم، چرا خدا دعای ما مسلمانان را برای آزادی قدس برآورده نمی کند؟!!!

یادش به خیر. یک روز یک مردی مردانه گفت: «اگر هر مسلمانی سطلی آب بر سر اسرائیل بریزد، اسرائیل را آب خواهد برد.»

اکنون کجاست آن عزیز تا ببیند که امروز ما هر کدام داریم سطلی آب به آسیاب اسرائیل می ریزیم.

ایراد از غیرت ماست...

پیام خدایمان را نادیده گرفتیم، آنگاه که در قرآنش می گوید: «هر کس از شما به یهودیان تکیه کند از آنهاست» (مائده 51)

با نوکیا و موتورولا پیامک می زنیم؛ کلاس کارمان در mp3 playerهای ipod است؛ پای فیلم های هیجانی هالیوودی تولیدی کمپانی fox 20 century تخمه میشکنیم؛ غنچه های زندگیمان کارتون های والت دیزنی را می بینند و طبق آموخته های آنها رشد می کنند؛ برای هم در نوشابه باز میکنیم آن هم از نوع کوکا کولا و فانتا؛ برای لحظاتی که قند خونمان افت می کند، kitkat میخوریم و we are Paying Each Penney to Save Israel!!! (ما داریم هر پنی را برای حفظ اسرائیل می پردازیم)، سرواژهای عبارت را که به هم بچسبانی می شود همان PEPSI، محبوب نسل جوان...

اوه اوه عجب مسلمانی مستقلی. آخر رعایت قاعده ی نفی سببیل است!!!

نگو چه اشکالی دارد که Gillette معروفترین تیغ باشد و دندن های گرام با oral-B شسته شوند، اینها همه باشند و مرگ بر اسرائیل هم باشد!

اشکالش این است که با چنین مرگی اسرائیل، بزنم به تخته هر روز خوش بر و روتر می شود

 

آی گل گفتی خسته شدیم ها، بیخیال این بحث ها، یک نسکافه ی Nescafe که با
coffee mate مخلوط شده باشد آی می چسبد.

 

من دیگر از آن نسکافه ها نمیخورم! من نسکافه نمی خرم!

من حتی یک ریال نمی دهم که بشود آن تکه سربِ داغ و وحشی

که بشود یک قطره بنزین برای آن ماشین آهنی

که بشود بند پوتین آن سرباز اسرائیلی ...

 

برایت جدا جدا اسمشان را می گذارم

از من گفتن ، از من و تو هم ...

و اما 729. سه شماره ی اول سریال کالاهای اسرائیلی 729 است. پس 729 در ابتدای شماره سریال ها یعنی made in Israel. یعنی اسرائیل را تقویت کنید، یعنی ... خودت بهتر میدانی

تولیدگنندگان مواد غذایی (توجه داشته اسم تولیدکنندگان را می گذارم که ممکن است هر کدام با چند نام تجاری محصولاتشان را تولید کنند):

 

· Libbys

· Maggi

· Kitkat

· Sara lee

· Nescafe

· Cerelac

· Osem

· Nestle

· McDonald

· Starbucks

· Buitoni

· Shreddies

 

تولیدکنندگان نوشیدنی:

 

· Coca Cola

· Fanta

· Sprite

· Pepsi

· Dr pepper

· Kia ora

· Sunkist

· Danone

· Vittel

· Perrier

· Schweppes

· Fruitopia

· Litt

· …

 

الکترونیک و رایانه:

 

· Intel

· IBM

· HP

· Pioneer

· Bosch

· AGE

· Nokia

· Motorola

· Ipod

· Philips

· Siemens

· Babylon

 

تولیدکنندگان لوازم آرایشی، عطر و ادکلن:

 

· Origins

· HR

· Revlon

· Estee Lauder

· Kimberly- Clark

· Kotex

· Vichy

· Lancome

· L'oreal

· …

 

رسانه های تصویری، فیلم، انتشارات:

 

· CNN

· CNBC

· Star

· Time

· FOX News

· Sky

· Disney

· Warner

· 20 Century

· ABC

 

خب حالا، دیگر چه اشکالی دارد از این کالاها بخریم. شرکتی کاری راه انداخته و دارد کسب و کار می کند. چرا جلوی نان زن و بچه ی مردم سنگ بیاندازیم؟!!!

هر کدام از این شرکت ها مبالغ بسیار هنگفتی به رژیم صهیونیستی کمک می کند تا گلوله توی سر زن و بچه ی مردم بریزد. اصلا جایزه ویژه ای دارند به اسم جابیلی (jubilee). این جایزه که به دست شخص نخست وزیر اعطا می شود، تنها به شرکت ها یا اشخاصی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تأثیر را در قدرتمند کردن اسرائیل داشته باشند!!!



 

CNN

· CNBC

· Star

· Time

· FOX News

· Sky

· Disney

· Warner

· 20 Century

· ABC


 

خب حالا، دیگر چه اشکالی دارد از این کالاها بخریم. شرکتی کاری راه انداخته و دارد کسب و کار می کند. چرا جلوی نان زن و بچه ی مردم سنگ بیاندازیم؟!!!

هر کدام از این شرکت ها مبالغ بسیار هنگفتی به رژیم صهیونیستی کمک می کند تا گلوله توی سر زن و بچه ی مردم بریزد. اصلا جایزه ویژه ای دارند به اسم جابیلی (jubilee). این جایزه که به دست شخص نخست وزیر اعطا می شود، تنها به شرکت ها یا اشخاصی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تأثیر را در قدرتمند کردن اسرائیل داشته باشند!!!

بسم ا...؟




 برچسب ها : کالاهای اسرائیلی

ظهور امام زمان هایی با پول انگلیسی!!!

استعمارگران از اوائل قرن نوزدهم به این نتیجه رسیدند که در ایران زمینه ای برای ایجاد فرقه ی جدیدی که اختلاف تازه ای بدنبال داشته باشد، وجود دارد و آن مسئله ی «امام زمان» است که شیعیان مشتاقانه در انتظار ظهورش دقیقه شماری می نمایند و لذا به فکر افتادند که با استفاده از این زمینه، اختلاف تازه ای بوجود آورند و نوکران جدیدی که دربست باختیار خودشان باشند بسازند.
مشکلی که در راه داشتند این بود که امام زمانی با آن صفات و خصوصیات که شیعه در انتظار مقدم مبارکش بودند، قابل انطباق بر نوکران استعمار نبوده، و هر کس در این راه پیشقدم شود رسوا خواهد شد و احیاناً جانش در خطر خواهد بود، ولی این هم برای استعمارگران که اصولا برای نابود کردن ملت ها آماده شده بودند، اهمیتی نداشت، رسوا شدن یک نفر و یا کشته شدن عده ای، برای آن ها چه مانعی دارد، اگر امکان داشته باشد که از آن مجری، جزیره نشینان انگلیسی منفعتی ببرند؟ حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی این امام زمان های دروغین را در کتاب خود تحت عنوان امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار این گونه معرفی می کند:
صوفی اسلام:
ابتداء شخصی را بنام «صوفی اسلام» از افغانستان به عنوان امام زمان علم کردند و با لباس زهد و صورتی آراسته، او را سوار بر هودجی نمودند، سیصد و شصت نفر فدائی اطراف هودج را احاطه کرده و پنجاه هزار نفر شمشیرزن و مرید هم همراه او بود، به طرف خراسان حرکت کرد، خون ها ریخته شد و خرابی ها ببار آمد و سرانجام ارتش ایران با کشتن «صوفی اسلام» و تمام فدائیانش و تار و مار کردن سربازانش آتش فتنه را خاموش کرد.
امام زمان ترکمن:
شخص دیگری را بنام «خواجه یوسف کاشغری» از میان ترکمن ها بعنوان امام زمان علم کردند و با بیست و نه هزار جنگجو برای تسخیر ایران بسوی گرگان حرکت دادند این جمعیت، در کنار «گرگان رود» با ارتش ایرانی تصادم نمود، خواجه یوسف و بسیاری از یارانش کشته شدند و بقیه فرار کردند ولی ریشه فساد باقی ماند. البته اگر ارتش ایران در آنزمان قوی نبود و از عهده سرکوب کردن چنین بلواها برنمی آمد، این جنگ ها مدتی طول می کشید، طبعاً این اشخاص هم جای پائی باز می کردند و چه بسا با حمایت استعمارگران قطعه ای از خاک ایران را هم جدا می کردند و کشور مستقلی در اختیار امام زمان انگلیسی! قرار می گرفت و همانند اسرائیل امروز در پیکر جامعه ی اسلامی ماده ای خون چکانی باقی می ماند.
شیخ احمد احسائی:
شخصی که نه معلوم است از کجا آمده و نه کسی می داند که بکجا رفته است، این مرد یکدفعه، در حوزه علمیه نجف سبز شد، و پس از کمی تحصیل به گشت و گزار پرداخت و پس از سال ها سیاحت، در اطراف ایران و شیخ نشین های خلیج فارس، به نجف برگشت و در آنجا عده ای شاگرد به دور خودش جمع کرد و با ادعای رابطه با مقامات عالیه روحانی و ادعاهای بسیار بزرگ که خودش را از ائمه و پیمبران هم گاهی بالاتر می برد، اختلافی در حوزه نجف بوجود آورد، علمای نجف او را تکفیر کردند، سپس شرحی بر زیارت جامعه نوشت و در آن کتاب «شرح الزیاره» خلفاء راشدین را سخت مورد توهین و تحقیر قرار داد، و با این عمل بهانه ای به دست «داود پاشا» حاکم بغداد داده، داودپاشا لشکر خونخواری به کربلا فرستاد و بخاطر همان توهین ها یازده ماه کربلا را بمحاصره کشید و عده ی زیادی را کشت. به حرم های مطهر امام حسین و ابوالفضل (ع) آسیب وارد کرد، و بدین ترتیب جنگ داخلی میان شیعه و سنی، همان چیزی که استعمارگران به آن عشق می ورزند عداوت ها و کینه ها را بار دیگر برای مدتی مشتعل کرد.
غائله ی این مرد مرموز با فراری شدن و یا مرگ او خاتمه پیدا نمی کند، بلکه تازه بهره برداری استعمارگران شروع می شود، زیرا او در نجف عده ای را بنام شاگرد بدور خودش جمع کرده و آن ها را برای انجام اهداف شوم استعمارگران کاملا مهیا نموده بود. بهائیگری و شیخیگری و چندین رشته بدعت و انحراف دیگر که نضج گرفت و در همان نطفه خفه شد، از آثار وجود شوم همین عنصر مرموز و خطرناک است.
سید کاظم رشتی:
یکی از شاگردانش «سید کاظم رشتی» است که در جلسه ای که علمای نجف برای امتحان احسائی تشکیل داده بودند حاضر بوده و حتی حکم تکفیر او را هم امضاء کرده است.
این مرد از استاد خود هم مرموزتر و خطرناک تر از آب درآمد، اصل و نسب او ابداً در رشت معلوم نیست و کسی خاندان او را نمی شناسد، و باحتمال قوی از روسیه تزاری به نجف رفته است، پول هنگفت و بیحسابی در اختیار داشته، خرج می کرده و ریخت و پاش می نموده، با اینکه در تشیّع، بصورت ظاهر غلو می کرده و عداوت شدیدی نسبت به خلفاء ابراز می کرده است با مقامات حکومت عثمانی هم بی ارتباط نبوده و آن ها او را بزرگ می شمرده اند. تا آنجا که در قتل عام کربلا که مسبب اصلی آن شیخ احسائی بوده، خانه این مرد بست بوده و حتی علیرضا پاشا که مردم خرمشهر را بخاطر تشیع آن ها قتل عام کرد، «قصیده عبدالباقی عمری» را به او می دهد که شرح بر آن بنویسد (این شرح قصیده اکنون از کتب مورد احترام و تقدیس شیخیه است).
سیدرشتی هم مثل استادش حوزه درسی داشت و شاگردانی تربیت کرد که هر یک بنوبه ی خود، ادعائی کردند و دینی ساختند و آشوبی بپا کردند و خدمات شایانی به استعمارگران کردند و می کنند، سید علیمحمد باب حاج محمد کریمخان کرمانی، میرزا طاهر اصفهانی و ده ها نفر دیگر از افراد منحرف و منحرف کننده، در محضر درس! همین استاد تربیت یافته اند.
طاهریه:
یکی از شاگردان سیدرشتی «میرزا طاهر حکاک» اصفهانی است که در استانبول، ادعای مهدویت کرد و بلوائی براه انداخت، گرچه خودش در حدود سال 1300 مرد یا کشته شد، ولی طرفدارانش بنام «طاهریه» تا مدت ها بعد، وسیله اختلاف و تشتت در میان جامعه ای اسلامی و وسیله ای در دست استعمارگران بودند و شاید هنوز هم در گوشه و کنار جهان اسلام افرادی از این فرقه باشند.
شیخ مهدی قزوینی، سید ولی الله هندی، میرزا حسن همدانی که هر یک برای خود داعیه ای داشتند و بسیاری از افرادی که اطراف علیمحمدباب را گرفتند، از قبیل ملاعلی ترشیزی، ملاحسین بشرویه، قره العین... همه از شاگردان حوزه درس! همین سید کاظم رشتی! بوده اند.
بابیه:
شاگردی که از استاد خود بالا زد، «علیمحمد باب» بود، باب همانگونه که آرزوی استعمارگردان بود، مذهب جاسوسی و استعماری خود را ابراز کرد و باند مورد نظر را با حمایت استعمارگران و عمالشان بوجود آورد و یک جمعیت مزدوری که از صمیم قلب در خدمت استعمار تلاش کنند و با مزدی کم بسازند، تشکیل داد.
بنظر می رسد که در این میدان، روس ها، از رقبای استعماری خود جلو افتادند و افتخار ساختن مذهبی از وجود کثیف «سید علی محمد» را بدست آوردند، گرچه انگلستان در زمینه سازی و تهیه مقدمات این کار و حتی در توسعه و ترویج آن و حمایت سردمداران این مذهب و مخصوصاً در گرفتن نتیجه، سهم بیشتری داشته و دارد.
برخلاف رویه ی معمول که انگلستان و روسیه، نقشه های یکدیگر را در ایران خنثی می کردند، در این یک پدیده، همکاری داشتند. این مولود نامشروع هم پس از رشد و تکامل، اصل و نسب روسی خود را فراموش کرد و بذیل عنایت دایه انگلیسی خود چسبید، بالاخره، خائن خائن است از کسی که به ملک و ملت خود، آب و خاک خود، به مذهب و دین خود، خیانت کند، نباید انتظار داشت که به ارباب مجازی که خود درس خیانت به مزدوران خویش می دهد، خیانت نورزد، لذا بر روسیه هم خیانت کردند و به انگلستان پیوستند و چه بسا از مدتی قبل، نسبت به ارباب انگلیسی هم ره بی وفائی گرفته باشند و به ذیل عنایت ارباب پول دارتر و سخاوتمندتری مثل آمریکا توسل جسته باشند و اگر هم تاکنون نکرده باشند، مانعی در وجود افراد و تشکیلات آن ها برای چنین خیانتی وجود ندارد و هر وقت که مصالح آن ها ایجاب کند دریغ نخواهند داشت.




 برچسب ها : ادعای امام زمان بودن در طول تاریخ

دیکتاتور سعودی بدترین دیکتاتوری تاریخ/اعتراضات مردمی همه کشور را فراگرفته

پایگاه خبری «البدیع» در مقاله‌ای به قلم «مصطفی قطبی» نگاهی به اوضاع جاری در کشور عربستان سعودی دارد که برخی آن را بدترین و سرکوب‌گرترین دیکتاتوری تاریخ بشری می‌داند و قطبی تلاش می‌کند، در این مقاله به این سوال پاسخ دهد که آیا «عربستان سعودی» واقعا چنین است که توصیف شده است؟

قبطی در این ارتباط می‌نویسد: آنچه که امروز در کشور عربستان رخ می‌دهد را تنها باید فرو رفتن مردم این کشور در تاریکی محض و عمیق توصیف کرد که فقر آنها را نابود و گرسنگی آنها را از بین برده و نژادپرستی خاندان حاکم تباهی‌شان را درپی داشته است، این درحالی است که ثروت طبقات طفیلی حاکم سعودی به صورتی بی‌سابقه درحال افزایش است.

در عرصة خارجی نیز شاهد هستیم که «عبدالله بن عبد العزیز»، پادشاه بیمار سعودی به امپریالیسم آمریکایی پناه برده و کشورش را در بست در اختیار اجرای اهداف سیاسی آمریکا قرار داده است.

زمانی که نویسندگان، معارضان و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران شرافتمند این کشور حماقت‌های مبتدیانة آل سعود را یادآور می‌شوند و با آنها اعتراض می‌کنند، به خیانت متهم و دستگاه‌های اطلاعاتی آل سعود آنها را بازداشت و به زندان و شکنجه محکوم می‌شوند، اما درنظر ندارند، حماقت‌هایی که آل سعود مرتکب آن می‌شود، باعث می‌شود تا این رژیم به عنوان رژیمی نظامی‌گرا و وهابی مورد بیزاری و نفرت ملت‌های عربی و اسلامی پس از آمریکا قرار گیرد. به همین دلیل بیان نظرات مخالف و معارض نظام از نظر آل سعود وهابی خیانتی بزرگ قلمداد می‌شود که عاملان به آن باید اعدام شوند.

این تنها شامل آزادی بیان نمی‌شود، بلکه سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیزی که خواهان عدالت اجتماعی هستند نیز در چارچوب sرکوب‌های رژیم سعودی قرار می‌گیرد، به همین دلیل است که از سال ۲۰۱۱ تاکنون یعنی از زمان آغاز ناآرامی‌ها در این کشور بیش از ۳۵ هزار نفر بازداشت شده‌اند که در میان آنها ده‌ها زن و کودک نیز ملاحظه می شوند.

نگاه اولیه به وضعیت اجتماعی و آمار و ارقام ارائه شده از این جامعه نشان می‌دهد که در عربستان سعودی بیش ۱۵۰ هزار معتاد به مواد مخدر وجود دارد که اکثر آنها را افراد بیکار تشکیل می‌دهند. این درحالی است که غیر از این معتادان بیکار بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار زن بیکار در این کشور وجود دارند و ده‌ها هزار عربستانی خواهان مهاجرت از کشور خود به کشورهای دیگر هستند.

بالطبع همه این موارد بیانگر واقعیت‌های کنونی حاکم بر جامعه و کشور عربستان سعودی نیست، اما رهاورد سیاست‌های آل سعود است. به همین دلیل ناظران تأکید می‌کنند، حکومت آل سعود یکی از بدترین دیکتاتوری‌های معارض حقوق بشر در جهان است.

در سایه ماهیت بدوی و قبیله‌ای آل سعود که بر اساس غارت و چپاول ثروت‌ها استوار است و خوی و منش قدرت طلبانه و جنون آمیزی که بر این خاندان حاکم است، مشاهده می‌شود که مساحت زیادی از خاک این کشور به ملک شخصی شاهزادگان و امرای سعودی تبدیل شده است، به طوریکه اراضی تصاحب شده توسط این امرا و شاهزادگان به حدود ۳۰ درصد از خاک این کشور می‌رسد و حال که غارت اراضی و املاک کشور توسط این شاهزادگان و امرا برملا شده است، به جای محاکمه این شاهزادگان و باز پس گرفتن اموال و املاک تصاحب شده، رقابت برسر مابقی اموال و املاک به امری عیان و آشکار بدل شده است.

امرا و شاهزادگان سعودی این اموال و املاک را تماما به صورت رایگان تصاحب می‌کنند تا سپس بخشی از آنها را به قیمت گزاف به ملت فقیر و مستمند عربستان بفروشند.

مناطق شرقی عربستان از جمله مناطقی است که ساکنین در آن به شدت از مشکلات اجتماعی، بهداشتی، کاری و حتی محیط زیستی رنج می‌برند و این صرف نظر از نقض کامل حقوق بشر است که در این کشور به راحتی صورت می‌گیرد و تلاش می‌شود تا نقض‌های صورت گرفته همین طور پوشیده و مخفی باقی بمانند و سرکوب‌گری‌های اعمال شده هیچ‌گاه به گوش جامعه بین المللی نرسد و آمار و ارقامی در این خصوص منتشر نشود.

هم اکنون در کشور عربستان سعودی شاهد مردمی هستیم که اراده‌شان به راحتی مصادره می‌شود و آنها هیچ اراده‌ای برای بیان نظرات و دیدگاه‌های خود ندارند. اصلاح‌طلبان و آزادی‌خواهان توسط هیئت‌ها و کمیته‌های موسوم به امر به معروف و نهی از منکر به اتهام آزادی بیان، تشکیل احزاب، درخواست آزادی مطبوعات و رسانه‌ها و اعتراض به سیاست‌های خاندان سعودی تحت تعقیب و پیگرد قرار می‌گیرند.

هر روز در عربستان سعودی کرامت انسانی لگدمال می‌شود و پست‌ها و مقام‌های عالی و ارشد کشور و دستگاه‌های نظامی تنها و تنها در اختیار امرا و شاهزادگانی از آل سعود قرار می‌گیرد تا بیش از پیش تاکید شود که خاندان سعودی براین باورند که سایر شهروندان کشور شایسته پذیرش چنین مسئولیت‌هایی نیستند و یا اصلا جزو شهروندان اصلی کشور محسوب نمی‌شوند!

عربستان سعودی با وجود بهره‌مندی از ثروت‌های نفتی و مالی فراوان با رشد منفی جمعیتی رو به رو است، در حالی‌که در گذشته نه چندان دور این کشور جزو چهار کشور نخست جهان از نظر میزان رشد جمعیت بود. علت این امر را باید در چه چیزی ملاحظه کرد، آیا نباید گفت که بحران‌های جمعیتی، بیکاری شدید، تورم سرسام‌آور، نبود فرصت‌های شغلی و افزایش هزینه‌های معیشتی شهروندان عربستانی را واداشته به نحوی خود را با شرایط موجود تطبیق دهند و این واقعیت‌ها خود را در کاهش متغیرهای توسعه در این کشور نمایان کرده است.

رویای بهبود وضعیت مالی و معیشتی مردم عربستان با نگاهی به آمارهای بیکاری و خودکشی در این کشور که مرتب درحال افزایش است، همه برباد  می‌روند تا افزایش مشکلات اجتماعی و معیشتی از بین رفتن بیش از پیش طبقه متوسط در این کشور و تحت فشار قرار گرفتن بیش از پیش اقشار متوسط جامعه را به دنبال داشته باشد.

سوالی که در اینجا توسط شهروندان سرکوب شده عربستانی مطرح می‌شود این است که برای دولتی که بیش از یک درصد شهروندانش در بازداشت و زندان‌های این کشور به اتهام آزادی بیان و اندیشه و درخواست اصلاحات به سر می‌برند و آزادی مردم را اینگونه بر باد می‌دهد، آیا چنین نظامی را می‌توان نظامی عدالت گستر و خواهان زندگی مشترک و مسالمت آمیز در کنار مردم خود برشمرد؟ به نظر نمی‌رسد که چنین باشد… 

آزادی

اجازه دهید بحث خود را با آزادی آغاز کنیم،‌ می‌خواهیم بدانیم که حکومت سعودی در حوزه تصمیم‌گیری‌های ملی تا چه اندازه به طور مستقل و به دور از دستورات و دیکته‌های خارجی عمل می‌کند و چه اندازه در این کشور یا بر اساس اصول و قوانین جاری در کشورهای خارجی به آزادی فردی ، مذهبی و رسانه‌ای شهروندان  و به طور کلی آزادی بیان در عربستان احترام گذاشته می شود.

در مقوله آزادی و دمکراسی و کثرت‌گرایی و انتقال قدرت آیا کسی در عربستان یافت می‌شود که بگوید، مردم این کشور تا چه اندازه در انتخاب پادشاه این کشور دخالت دارند یا اینکه در این کشور پایبندی به آزادی و دمکراسی تا چه انداره وجود دارد؟

مگر نه این است که سرود ملی عربستان سعودی با شعار «زنده باد پادشاه» و «زنده باد امیر» شروع می شود!

توزیع ثروت

درباره توزیع عادلانه ثروت نیز باید گفت، اوضاع و احوال جاری در عربستان سعودی بهتر از آزادی و دمکراسی حاکم بر این کشور نیست. اولین سوالی که در این خصوص مطرح می‌شود، این است که ثروت‌های نفتی در عربستان چگونه توزیع می‌شود؟ چه کسی یا کسانی این ثروت را در اختیار دارد و آن کجا مصرف می‌کند؟ و برای چه چیز مصرف می‌کند؟ سهم مردم عربستان از این ثروت چقدر است؟ تعداد شاهزادگان، امرا و فرزندانشان، همسران خاندان سعودی و شیوخی که دارای حقوقی ماهیانه از زمان شکل‌گیری در رحم مادر تا زمان مرگ هستند و حقوقشان از ثروت‌های ملی پرداخت می‌شود، چند نفر هستند؟ در خصوص فساد و حاکمیت قانون و رشوه‌های هنگفتی که توسط شاهزادگان و امرا و مسئولان سعودی به سازمان‌های بین المللی و یا کشورهای مهم جهان پرداخت می‌شود تا جرایم ضد حقوق بشر رژیم سعودی در محافل بین المللی مکتوم و پنهان باقی بماند، چه خبرهایی تاکنون منتشر شده است؟ چند شرکت خصوصی و انحصاری تاکنون توسط شاهزادگان و امرای سعودی تأسیس شده است؟ آیا تمام این اقدامات نیاز به سرمایه‌گذاری ندارند و سرمایه‌های تمام این اقدامات از کجا تامین شده است؟

اعمال قانون

پس از تمام اینها در اینجا این سخن به میان می‌آید که شیوه اعمال قانون در عربستان سعودی چگونه است؟ آیا قوانینی که درباره عامه مردم به اجرا گذشاه می‌شود، شامل امراء و شاهزادگان نیز می‌شود؟‌ و آیا قانون میان مردم با ادیان و طائفه‌های مختلف به طور مساوی اجرا می‌شود؟‌ درباره سرنوشت معارضان، منتقدان و صاحبان نظرات مختلف چه می‌توان گفت؟ درباره وضعیت زندانیان، بازداشتگاه‌ها و شکنجه‌گاه‌های سعودی چه می‌توان نوشت؟ زنان عربستان که نیمی از جامعه این کشور را تشکیل می‌دهند آیا حق رأی و اظهار نظر دارند؟ وضعیت آموزش، صنایع سنگین، کشاورزی، منابع جایگزین و برنامه‌های آینده این کشور چه می‌توان نوشت؟

درباره هنر، نمایشنامه، سریال و یا فیلم‌هایی که از رسانه‌های سعودی پخش می‌شود، بازتاب‌ها و آثار فکری، فرهنگی، اصلاحی، انتقادی و … که از خود برجای می‌گذارند، چیست..

امروز تحرکات مردمی در عربستان همه جا را فراگرفته است و خواهان تغییر و تحول در عموم مناطق جزیره العرب است و فقط محدود به منطقه خاصی نمی‌شود. این دلیل واضحی است مبنی بر این که نظام قبیله‌ای فاسد و حاکم در عربستان راه نجاتی برای دور ماندن از تغییر ندارد.

نشانه‌های تغییر و تحولات ریشه‌های و اساسی در عموم مناطق عربستان با وجود سرکوب‌های وحشیانه رژیم سعودی درحال عیان شدن است، رژیمی که حقوق بشر را سرکوب و میان شهروندانش بر اساس مذهب و مناطق سکونت طی هشت دهه حاکمیت خود بر کشور تفاوت و تمایز قائل می‌شود.

با وجود تمام تلاش‌های صورت گرفته توسط رژیم سعودی برای فرار به جلو از طریق پناه بردن به فتواهای علما و شیوخ وهابی و صدور انواع و اقسام فتواها در این خصوص که از حرام بودن تکفیر تظاهرات مسالمت آمیز و جایز و روا دانستن قتل تظاهرات‌کنندگان سخن می‌گویند، با این حال اعتراض‌ها نه تنها متوقف نشده، بلکه هر روز بر دامنه آن افزوده می‌شود و منطقه و شهر جدیدی را فرامی‌گیرد.

فعالان سعودی معتقدند که دستگیری‌ معارضان عربستانی بر اساس فتواهای دینی و مذهبی همچون فتوای «شیخ عبدالعزیز آل شیخ»، مفتی کل عربستان سعودی استوار است که طی فتوایی اعلام کرد، «تظاهرات در شریعت اسلامی هیچگونه اصالتی ندارد و باعث تحقق هیچگونه خیری نمی‌شود»

این شیوخ وهابی درباره لطمه زدن تظاهرات به امنیت و ثبات کشور و همچنین تأثیر ماهواره‌ها و اینترنت که اسلام را بدنام و دعوت به فتنه‌انگیزی و نشر هرج و مرج و اکاذیب می‌کند، هشدار می‌دهند و بر ضرورت هماهنگی تمامی امور با پادشاه عربستان تأکید می‌کنند.

بر حسب اعلام مفتی وهابی عربستان سعودی ، تظاهرات عامل هرج و مرج، خطمشی نادرست و خطرناک است که هیچگونه خیری برای کشور عربستان به همراه ندارد.

وی تأکید می‌کند که چنین هرج و مرج‌هایی سو استفاده دشمنان از شرایط پیش آمده را به دنبال دارد،‌ همانطور که در برخی از کشورهای جهان اسلام مشاهده شد که از تظاهرات‌ها برای بسط هرج و مرج استفاده کردند.

در عربستان سعودی افراد روشنفکر به تلاش برای مسخ فرهنگ اسلام و ترویج غربگرایی متهم می‌شوند. در چنین شرایطی سوالی که تمامی آزادگان و شرافتمندان جهان مطرح می‌کنند، این است که آیا دیکتاتوری در قرن بیست و یکم وجود دارد که همچنان توسط بزرگ‌ترین قدرت به اصطلاح دمکراتیک جهان (آمریکا) حمایت شود، قدرت دمکراتیکی که مدعی است با «بهار عربی»‌ همراه و همگام و حامی مطلق آن است. چنین دیکتاتوری را تنها می‌توان در عربستان سعودی و در حاکمیت آل سعود بر این کشور ملاحظه کرد.

ادامه دارد..




 برچسب ها : دیکتاتوری سعودی بدترین دیکتاتوری تاریخ

بسم رب الشهدا

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

آجرک الله بقیه الله

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

به من خبر رسيده كه يكى از آنان به خانه زن مسلمان و زن غير مسلمانى كه در پناه ‏اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند، گردن بند و گوشواره ‏هاى آنها را از تن‏شان بيرون آورده است... در حالى كه هيچ وسيله‏ اى براى دفاع جز گريه و التماس كردن نداشته‏ اند،

آنها با غنيمت فراوان برگشته ‏اند بدون اينكه حتى يك نفر از آنها زخمى گردد و يا قطره ‏اى خون‏ از آنها ريخته شود اگر به خاطر اين حادثه مسلمانى از روى تاسف بميرد ملامت نخواهد شد، و از نظر من‏ سزاوار و بجا است!

(نهج البلاغه خطبه 27)


 

ای اقیانوس ایستاده عدالت ، یا مهدی ...

ای فرزند خلف زهرا و ای علی حاضر و امام زمان...

برخیز و ببین و بشنو صحبت از خلخال یک پیرزن یهودی نیست سخن از تجاوز به پنج هزار زن مسلمان است .

سخن از جنین هایی است که از رحم مادر بیرون کشیده می شوند.

سخن از انسان هایی است که زنده زنده در آتش سوختند، نه یک نفر و نه ده نفر که بیست هزار نفر...

ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

برگرد ...

برگرد...

برگرد آقا جان اینها می گویند بودایی ها صلح طلب هستند

اینها می گویند باید "دالایی لاما " را الگوی صلح خویش قرار دهید ... همو که بوسه بر دست شیمون پرز زد و در برابر دیوار ندبه شاید چنین روزی را آرزو می کرد...

 

 

یا ابا صالح ای صلاه روز آدینه برگرد...

اینان که در میانمار به خاک و خون کشیده می شوند مسلمانند و حب رسول خدا در دل دارند.

اینان روزی پنج مرتبه تو را اقامه می کنند هرچند نمی دانند. مولا جان تو را به علی اصغر های بی گناه این امت برگرد..

 

 

برگرد ...

اعتراف می کنیم بی تو نمی توانیم، برگرد..

 جهان تشنه عدالت فرزند علی است

مولای آوارگان و مظلومان  تو را نشاید که آه و فغان بیوه زنی را بشنوی و اجابت نکنی ...

 

 

 

تو امام زمانی ، یابن امیرالمومنین برگرد اینها مسلمانند.

 

 

سخن از خلخال نیست ، حرف ناموس است.

 

 

مولا جان قمه به دستان بودایی به  هیچ کس رحم نمی کنند... برگرد.

مولا جان اینجا اگر سگ یک یهودی را برانند شورای امنیت قطعنامه صادر می کند،

برگرد ... شورای امنیت صدای این ظلم کبیر را نمی شنود، اینها گوش ها شان بدهکار ما نیست.

 

 

آقا جان سخن از سرخ پوشان یزیدی نیست حرف سرخ جامگان بودایی است.

 

 

آقا جان خانم کلینگتون که به میانمار رفت به یمن قدو مش تا کنون بیست هزار نفر را قربانی کرده اند. هیچ کس هیچ چیز نمی گوید گویی اتفاقی نیافتاده.

مولا جان اینجا هم  برای سرهای بریده هدیه می دهند خانم اشتون گفت تمام تحریم های دولت میانمار لغو خواهد شد چرا که اصلاحات را آغاز کرده است.

مولا جان اینجا اصلاحات یعنی مسلمان کشی ...

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُون

 

آقا جان سخن از خلخال نیست سخن از خیمه سوزانی دیگر است... سخن از اصحاب اخدود است همانی که اینها هلوکاست می نامند...

 

سخن از خلخال نیست حرف اشک های روان بر گونه هاست...

 

 

آقا جان سخن از خلخال نیست حرف نشستن عمود های آهنین بر سر هاست ...

 

 

آقا جان سخن از خلخال نیست حرف حلقوم های بریده است... اینجا یه جای این که سر ها را به نیزه کنند نیزه را در سرها می کنند...

اینجا آب را بر مسلمانان نبستند ، مسلمانان را به آب بستند...

 

تو را به ریش به خون خضاب شده ، تو را به گونه به خاک کشیده شده ،تو را به پیشانی شکسته برگرد...

برگرد فقط برگرد ... هیچ اتفاق دیگری مرا آرام نخواهد کرد...

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است...




 برچسب ها : کشتار مسلمانان میانمار توسط بوداییان جنایتکار
شعر ظهور

آشنای عاطفه

پا می‏نهی به کوچه‏ی متروک عشق من
آهسته راه می‏روی، اما چه با غرور!

احساس می‏کنم که تنم سبز می‏شود
وقتی از کنار دلم می‏کنی عبور

اینجا، تمام پنجره‏ها رو به غربتند
ای آشنای عاطفه! کی می‏کنی ظهور؟!

بی تو، نگاه‏ها همه پژمرد و خشک شد
بی تو، ز لوح خاطره‏ها پاک شد سرور

می‏آیی از طلیعه‏ی خورشید بی‏گمان
یک شب میان هاله‏ای از عطر و عشق و نور

من آواره‏ی ناکجایی‏ترین رد پایم
چه بی‏انتهایم من امشب! چه بی‏انتهایم!

مرا دارد از خود تهی می‏کند ذره ذره
همان حس گنگی که می‏جوشد از ژرفنایم

پرم از غریبی و لبریزم از بی‏شکیبی
بگو با من ای هیچ کس! من کیم؟ در کجایم؟

من و جست و جوی تو ای نبض پنهان هستی!
کجای زمین و زمانی؟ بگو تا بیایم

بگو از کجای دلم می‏وزی، سایه روشن
که من با غریبانگی‏های تو آشنایم

کبودای زخمی، که گل می‏کنی در سکوتم
بنفشای بغضی، که سر می‏کشی از صدایم

بغض جمکرانی من

گرفته بوی تو را خلوت خزانی من
کجایی؟ ای گل شب‏بوی بی‏نشانی من!

غزل برای تو سر می‏برم عزیزترین!
اگر شبانه بیایی به میهمانی من

چنین که بوی تنت در رواق‏ها جاری است
چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟!

عجب حکایت تلخی است ناامید شدن
شما کجا و من و چادر شبانی من؟!

درین تغزل کوچک سرودمت ای خوب!
خدا کند که بخندی به ناتوانی من

به پای‏بوس تو، آیینه دست‏چین کردم
کجایی؟ ای گل شب‏بوی بی‏نشانی من

 

خواب دیده ام که می‏رسی...



مثل روز اول زمین، بوی بوتراب می‏دهی
بوی شاخه‏های زرد نور، بوی آفتاب می‏دهی

طاقه طاقه آسمان، عزیز! سهم شانه‏ی ستبر تو
ای پر از طلوع و روشنی! بوی التهاب می‏دهی

مشق‏های پاره‏پاره‏ام، فکر صحبت دوباره‏ام
دست‏های خواهش مرا، باز کی جواب می‏دهی؟

رد قصه‏های مشرقی، ای نسیم آخرالزمان!
هان چرا تو این قدر مرا، دست اضطراب می‏دهی؟

ذوالجناح ایستاده است، علقمه به علقمه عطش
شط آتش است ذوالفقار، اسب را شتاب می‏دهی؟

سبزپوش مهربان برآی، صبح آرزو دمیده است
خواب دیده‏ام که می‏رسی، عشق را جواب می‏دهی

 

لحظه‏ی موعود



خواهی آمد ای سوار سبزپوش!
لحظه‏هایم را بهاری می‏کنی

با نگاه خویش در متن زمین
عشق را هر لحظه جاری می‏کنی

خواهی آمد، خوب می‏دانم هنوز
می‏نشینیم روزها چشم انتظار

خیره بر بی‏انتهای جاده‏ها
می‏نشینم با نگاهی اشکبار

ای بهار آخرین! کی می‏رسی؟
من غریب و خسته اینجا مانده‏ام

در عبور بیدریغ لحظه‏ها
من کنار خویشتن جا مانده‏ام

چرا نمی‏آیی؟!



غروب جمعه‏ی دلگیر با دعای سمات
دل شکسته‏ی من می‏زند دوبار صدات

هزار پنجره، پرواز می‏کند تا اوج
هزار پنجره از این دریچه‏های نجات

نشسته‏ای به بلندای لحظه‏های یقین
و زیر پای تو جوشیده، نیل، دجله، فرات

و دانه دانه‏ی تسبیح دست سرشارت
به نخ کشیده‏ای از اجتماع گنگ کرات

زمین دچار تشنج، دچار بحران است
شبیه‏گوی مقوایی بدون ثبات

تو سرنوشت زمینی، چرا نمی‏آیی؟
غروب جمعه‏ی دلگیر با دعای سمات

 

منبع:سیمای موعود در آیینه شعر فارسی

راسخون



http://picpack.ir/wp-content/uploads/2010/07/oiu3dn3sndo8ws7jbruu.jpg

نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست

دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست

نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سجده گه ما هنوز مال تو نیست


نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست


نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست


فتوكليپ بسيار زيباي اين شعر :

براي مشاهده آنلاين يا دانلود كليك كنيد

http://s1.picofile.com/file/6568362172/3D_Icons2_3.jpg

----------------------------------------------------------------------------------


بیا بیا گل نرگس که بی وفای تو نیست

همان که گفته "نیا"، آن "نیا" برای تو نیست

بیا بیا گل نرگس غلط بگفته کسی
دلش گرفته به والله که بی ولای تو نیست

بیا بیا گل نرگس فدای آمدنت
شفای دل! به دلم کس دمی به جای تو نیست

بیا بیا گل نرگس اگرچه اشک دو چشم
بریختم سر راهت ولی به پای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که طبع ما شکفد!
به گاه آمدنت شعر بی رضای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که چشم های به راه
سپید شد ز غم هجر! آن عبای تو نیست؟


http://www.askquran.ir/gallery/images/51983/2_mahd1i.jpg


شعر اوّل (نيا نيا گل نرگس...) بيان اين است كه امر ظهور و فرج حضرت (عج)، امري بسيار بزرگ و با عظمت است و ما شيعيان نقش بسياري در تحقق اين امر داريم امّا به قدر كافی آمادگي كسب نمي كنيم و بايد بيشتر و بيشتر تلاش كنيم ...

شعر دوم (بيا بيا گل نرگس...) بيان اين است كه به هر حال ما شيعيان و دوستداران حضرت (عج) با همه وجود سعي و تلاشمان بر اين است كه آماده باشيم و إنشاءالله در صبح ظهور حضرت به ياري خدا و خود وجود مقدّس حضرت ياور او خواهيم بود ...




 برچسب ها : شعر ظهور
شعر ظهور

 

دوش مرا حال خوشی دست داد    سینه ما را عطشی دست داد

 نام تو بردم لبم آتش گرفت          شعله به دامان سیاوش گرفت

 نام تو آرامه جان منست              نامه تو خط امان منست

 ای نگهت خواستگه آفتاب            بر من ظلمت زده یک شب بتاب

 پرده برانداز زچشم ترم                تا بتوانم به رخت بنگرم

 ای نفست یار و مددکار ما            کی و کجا وعده دیدار ما

مرحوم آغاسی

غروب جمعه ای دگر
دلم هوای یار کرد
چه جمعه ها گذشت و رفت
ولی ... تو جان نیامدی

عزیز دل نگاه کن
به سالها و روزها
جوان که پیر گشت و پیر
برفت ؛ تو جان نیامدی

دلم هوایی تو شد
به انتظار جمعه ها
نصیب من ولی ز آن
فقط غم غروبها

بیا و پرده ها فکن
زهجر و این فراقها
بتاب آفتاب حسن
به درد انتظارها
ولی ما تو کن دعا
برای روسیاه ها
دعای تو شود روا
بحق این گداها

ببخش عزیز فاطمه
ز انتظار سالها
لیاقتم همین بود
غم غروب جمعه ها

عبداللهی



 برچسب ها : شعر ظهور



حضرت امام مهدی (ع)

1- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : الَّذي يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ في أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلي خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ في بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.

«تفسير عيّاشي، ج 1، ص 16»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم. همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مي باشيم، حلال و حرام را مي شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.




2- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بي يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلي وَ شيعَتي.

«دعوات راوندي، ص 207، ح 563»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.




3- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلي رُواةِ حَديثِنا (أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيْكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 2، ص 90»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسي، عبادي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي، اجتماعي و ... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مي باشم.




4- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 178»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله صلّي الله عليه وآله وسلّم مي باشد و كناره گيري عدّه اي، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاي نيكوي پروردگار مي باشيم; و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاي ما خواهند بود.




5- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهي مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَي الصُّورَةِ الَّتي يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ - عليه السلام - عِبْرَةً.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 163»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا بهشت جايگاهي است كه در آن آبستن شدن و زايمان براي زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمني آرزوي فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان، فرزند دلخواهش را به او مي دهد همان طوري كه حضرت آدم - عليه السلام - را آفريد.




6- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : لا يُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يَدَّعيهِ إلاّ جاحِدٌ كافِرٌ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 179»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: كسي با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمي كند مگر آن كه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسي مدّعي ولايت و خلافت نمي شود مگر كسي كه منكر و كافر باشد.




7- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوي.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 191»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: حقيقت - در همه موارد و امور - با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخني را هر فردي غير از ما بگويد دروغ گو و مفتري مي باشد; و كسي غير از ما آن را ادّعا نمي كند مگر آن كه گمراه باشد.




8- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أبَي اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 193»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن كه به إتمام و كمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.




9- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّهُ لَمْ يَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائي إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ في عُنُقِه بَيْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّي أخْرُجُ حينَ أخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغيتِ في عُنُقي.

«بحارالأنوار، ج 56، ص 181»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصياء عليهم السّلام)، بيعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولي من در هنگامي ظهور و خروج نمايم كه هيچ طاغوتي بر من منّت و بيعتي نخواهد داشت.




10- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أنَا الَّذي أخْرُجُ بِهذَا السَيْفِ فَأمْلاَ الاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.

«بحارالانوار، ج 53، ص 179»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: من آن كسي هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مي كنم و زمين را پر از عدل و داد مي نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.




11- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَيْنا، فَعَلَيْنا الاْصْدارُ كَما كانَ مِنَّا الاْيراُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 191»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد، و امور خود را به ما واگذار كنيد، چون وظيفه ما است كه شما را بي نياز و سيراب نمائيم همان طوري كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما مي باشد; و سعي نمائيد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشيد.




12- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أمّا أمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْطَعْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 180»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: اموال - خمس و زكوت - شما را جهت تطهير و تزكيه زندگي و ثروتتان مي پذيريم، پس هر كه مايل بود بپردازد، و هر كه مايل نبود نپردازد.




13- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنّا نُحيطُ عِلْماً بِأنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَيْيءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 175»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: ما بر تمامي احوال و اخبار شما آگاه و آشنائيم و چيزي از شما نزد ما پنهان نيست.




14- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : مَنْ كانَتْ لَهُ إلَي اللهِ حاجَةٌ فَلْيَغْتَسِلْ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ يَأْتِ مُصَلاّهُ.

«مستدرك الوسائل، ج 2، ص 517»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: هر كه خواسته اي و حاجتي از پيشگاه خداوند متعال دارد بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نياز با خداوند، در جايگاه نمازش قرار گيرد.




15- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : يَابْنَ الْمَهْزِيارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض، لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْها، إلاّ خَواصَّ الشّيعَةِ الَّتي تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.

«مستدرك الوسائل، ج 5، ص 247»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضي شماها براي همديگر نبود، هركس روي زمين بود هلاك مي گرديد، مگر آن شيعيان خاصّي كه گفتارشان با كردارشان يكي است.




16- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَيْنَ - عليه السلام - لَمْ يَمُتْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.

«وسائل الشّيعة، ج 28، ص 351»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: و امّا كساني كه معتقد باشند حسين - عليه السلام - زنده است و وفات نكرده، كفر و تكذيب و گمراهي است.




17- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ يَنْسَي التَّسْبيحَ وَ يُديرُا السَّبْحَةَ، فَيُكْتَبُ لَهُ التَّسْبيحُ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 165»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: از فضائل تربت حضرت سيّدالشّهداء - عليه السلام - آن است كه چنانچه تسبيح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبيح و ذكر را دارد، گرچه دعائي هم خوانده نشود.




18- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : فيمَنْ أفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَيْهِ: إنَّ عَلَيْهِ ثَلاثُ كَفّارات.

«من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 74»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: كسي كه روزه ماه رمضان را عمداً با چيز يا كار حرامي افطار - و باطل - نمايد، (غير از قضاي روزه نيز) هر سه نوع كفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسكين، آزادي يك بنده) بر او واجب مي شود.




19- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : ألا أُبَشِّرُكَ فِي الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلي، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أيّام.

«وسائل الشّيعة، ج 12، ص 89»

نسيم خادم گويد: در حضور امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - عطسه كردم، حضرت فرمود: مي خواهي تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟

عرض كردم: بلي.

فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مي بخشد.




20- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّاني في مَحْفِل مِنَ النّاسِ.

(وَ قالَ - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - :) مَنْ سَمّاني في مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ.

«وسائل الشّيعة، ج 16، ص 242»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: ملعون و مغضوب است كسي كه نام اصلي مرا در جائي بيان كند.

و نيز فرمود: هر كه نام اصلي مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مي باشد.




21- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : يَعْمَلُ كُلُّ امْرِيء مِنْكُمْ ما يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْيَتَجَنَّب ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً يَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلي حُوبَة.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 176»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: هر يك از شما بايد عملي را انجام دهد كه سبب نزديكي به ما و جذب محبّت ما گردد; و بايد دوري كند از كرداري كه ما نسبت به آن، ناخوشايند و خشمناك مي باشيم، پس چه بسا شخصي در لحظه اي توبه كند كه ديگر به حال او سودي ندارد و نيز او را از عِقاب و عذاب الهي نجات نمي بخشد.




22- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَي اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعينَ صَباحاً.

«وسائل الشّيعة، ج 21، ص 442»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: زمين تا چهل روز از ادرار كسي كه ختنه نشده است ناله مي كند.




23- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.

«وسائل الشّيعة، ج 6، ص 490»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: سجده شكر پس از هر نماز از بهترين و ضروري ترين سنّتها است.




24- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنّي لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.

«الدّرّة الباهرة، ص 48»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: به درستي كه من سبب آسايش و امنيّت براي موجودات زميني هستم، همان طوري كه ستاره ها براي اهل آسمان أمان هستند.




25- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : قُلُوبُنا اَوْعِيَةٌ لِمَشيَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.

«بحارالأنوار، ج 52، ص 51»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: قلوب ما ظرف هائي است براي مشيّت و اراده الهي، پس هرگاه او بخواهد ما نيز مي خواهيم.




26- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلي غَيْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 191»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: خدا با ما است و نيازي به ديگران نداريم; و حقّ با ما است و هر كه از ما روي گرداند باكي نداريم.




27- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّيْطانِ بِشَيْيء مِثُلِ الصَّلاةِ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 182»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: هيچ چيزي و عملي همانند نماز، بيني شيطان را به خاك ذلّت نمي مالد و او را ذليل نمي كند.




28- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : لا يَحِلُّ لاِحَد أنْ يَتَصَرَّفَ في مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إذْنِهِ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 183»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: براي هيچكس جائز نيست كه در اموال و چيزهاي ديگران تصرّف نمايد مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن.




29- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَي الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَي النَّوافِلِ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 161»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: فضيلت تعقيب دعا و تسبيح بعد از نمازهاي واجب نسبت به بعد از نمازهاي مستحبّي همانند فضيلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مي باشد.




30- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.

«بحارالأنوار، ج 56، ص 168»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: (براي انجام نماز جعفر طيّار) بهترين و با فضيلت ترين اوقات پيش از ظهر روز جمعه مي باشد.




31- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلي أنْ تَنْقَضِي النُّجُومُ.

«بحارالأنوار، ج 55، ص 16»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: ملعون و نفرين شده است آن كسي كه نماز صبح را عمداً تأخير بيندازد تا موقعي كه ستارگان ناپديد شوند.




32- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.

«بحارالأنوار، ج 52، ص 38»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بيت را به وسيله احسان و نعمت هايش قانع و خودكفا گردانده است.




33- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْكَرَني فَلَيْسَ مِنّي، وَ سَبيلُهُ سَبيلُ ابْنِ نُوح.

«بحارالأنوار، ج 50، ص 227»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: بين خداوند و هيچ يك از بندگانش، خويشاوندي وجود ندارد - و براي هركس به اندازه اعمال و نيّات او پاداش داده مي شود - هركس مرا انكار نمايد از (شيعيان و دوستان) ما نيست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح - عليه السلام - خواهد بود.




34- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 191»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: آگاه و متوجه باشيد كه در هيچ حالتي، زمين خالي از حجّت خداوند نخواهد بود، يا به طور ظاهر و آشكار; و يا به طور مخفي و پنهان.




35- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِي الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 196»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بيان حقايق را به ما بدهد، حقانيّت آشكار مي گردد و باطل نابود مي شود و خفقان و مشكلات برطرف خواهد شد.




36- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بي في غَيْبَتي فَكَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 181»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: چگونگي بهره گيري و استفاده از من در دوران غيبت همانند انتفاع از خورشيد است در آن موقعي كه به وسيله ابرها از چشم افراد ناپديد شود.




37- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَي السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَيَّ وَ عَلَيْكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 179»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: هدف و قصد خويش را نسبت به محبّت و دوستي ما - اهل بيت عصمت و طهارت - بر مبناي عمل به سنّت و اجراء احكام الهي قرار دهيد، پس همانا كه موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مي باشد.




38- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَي اللهِ، وَ كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 181»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مي باشد و هركس زمان آن را معيّن و معرّفي كند دروغ گفته است.




39- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.

«بحارالأنوار، ج 53، ص 181»

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: براي تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبي - بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.




40- دَفَعَ إلَيَّ دَفْتَراً فيهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَيْهِ، فَقالَ عليه السلام: فَبِهذا فَادْعُ.

«إكمال الدّين، ص 443، ح 17»

يكي از مؤمنين به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گويد: زير ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم كه حضرت ولي عصر امام زمان عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف را ديدم، دفتري را به من عنايت نمود كه در آن دعاي فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسيله اين نوشته ها بخوان و براي ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحيّت بفرست.







 برچسب ها : احادیث امام مهدی

خدا کند که مرا با خدا کنی آقا !


ز قید و بند معاصی رها کنی آقا !


دعای ما به در بسته می خورد ، ای کاش !


خودت برای ظهورت دعا کنی آقا!




 برچسب ها : شعر ظهور


خبرگزاري فارس: پس از حمله مزدوران آل‌خليفه و آل‌سعود به ده‌ها مسجد در بحرين و سوزاندن قرآن، در حركتي جديد اين نيروها با شليك مستقيم قرآن كريم را هدف قرار دادند.



-------------------------------
به گزارش خبرگزاري فارس، پس از قيام مردمي ملت بحرين در راستاي به دست آوردن حقوق خود و اشغال اين كشور توسط رژيم آل‌سعود، نظاميان اين دو كشور نه تنها به مقدسات شيعيان بلكه به مقدسات همه مسلمانان توهين كرده‌اند.
آل‌سعود و آل‌خليفه در طول دو ماه حضور خود در بحرين تاكنون ده‌ها مسجد را نابود و قرآن‌هاي آن را سوزانده‌اند كه اين گونه اعمال موجب اعتراضات شديد مردم مسلمان شده است.
آيت‌الله شيخ عيسي قاسم، مرجع شيعي بحرين پيش از اين با اشاره به حملات وحشيانه به اماكن عبادي و مساجد و حسينيه‌ها گفته بود: نيروهاي امنيتي بحرين درهاي مساجد و حسينيه‌ها را شكسته و با ورود به آنها به اشيا و كتب اين اماكن توهين مي‌كنند.
در تازه‌ترين اقدام مزدوران آل‌خليفه و آل‌سعود در تظاهرات روز گذشته مردم بحرين كه با عنوان «جمعه دفاع مقدس» برگزار شد اقدام به شليك مستقيم به قرآن كريم كردند.

«بسم الله الرحمن الرحیم»

هان ای رهروان راه حقیقت و منتظران منجی موعود! بشارت باد بر شما كه لحظه قيام حضرت قائم (ع) نزدیک است. طليعه صبح ظهور تابيدن گرفته و ديگر چيزی به برآمدن آفتاب حضور نمانده است. او با پرچم «اَلبَیعتُ ِلله» به پشت درب خانه هاتان رسيده است. اكنون كه غیب جمال سرمدی و حسن یوسف زهرا به خوبی عيان شد و رايحه گل نرگس و عطر گل محمدی در سراسر عالم به مشام رسيده است، درب دلهاتان را برايش بگشاييد و عاشقانه با او عهد ببنديد؛ شاید که شما نيز از اصحاب مهدی باشید. امروز را دريابيد كه شايد فردا قضای آن را نپذيرند

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از تاسف بار ترین جهالت هایی  که این بار نه بر غیر مسلمانان بلکه  بر معتقدان به قرآن عزیز سایه افکنده،نگاه غیر راهبردی و غیر استراتژیک به آیات این کتاب شریف است.

معتقدم اصولی ترین استراتژی ها و حتی تاکتیک ها در تمام موارد و علی الخصوص حوزه مطالعاتی بنده یعنی دشمن شناسی در قرآن موجود است.

و حقا که تعریف قرآن از خود با عنوان "وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏" جداً برازنده است.

هیچ گاه معنای واقعی این آیه شریف را اینگونه درک نکرده بودم که حوادث اخیر در فلسطین اشغالی آن را برایم نمایان ساخت:

لا یُقاتِلُونَکُمْ جَمیعاً إِلاَّ فی‏ قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ (سوره حشر آیه 14)

ترجمه: اینها (یهودیان) دسته جمعى با شما نمى‏ جنگند مگر در داخل قریه ‏هاى محکم و یا از پس دیوارها(خود را پنهان سازند). شجاعتشان بین خودشان شدید است تو آنان را متحد میبینی ولى دلهایشان پراکنده است و این بدان جهت است که مردمى بى‏ تعقل هستند.

گفتنی است استفاده از فعل مضارع در ادبیات عرب نشان از استمرار دارد.

می بینیم  قرآن بسیار روان و صریح از این سخن می  گوید که یهودیان قدرت نبرد مستقیم ندارند و خودشان را پشت دیوار های بلند مخفی می کنند. و با اینکه شما در ظاهر فکر میکنی آن ها با هم متحدند ، در واقع این طور نیست و آنها با هم اختلافات جدی دارند و دلهایشان پاره پاره است (و برای تو اینگونه وانمود می کنند که با هم مشکل و اختلافی ندارند).

شاید این آیه تفسیری دقیق از اوضاع کنونی رژیم صهیونیستی باشد.

رژیم سفاکی که داعیه نبرد دارد و داعیه اینکه پنجمین ارتش قدرتمند دنیا است  ، لیکن در میدان جنگ شجاعتی از او نمی بینی که هیچ ، اگر از ترس رسوخ کرده در قلبش با خبر باشی وانمود سازی هایش را جدی نمی گیری ،در نبردی همچون جنگ 33 روزه با تعدادی کم و نیرویی اندک با نعره های حیدری به فرار وادارش می کنی.

رژیمی که از ترس نیرو های مقاومت فلسطینی و لبنانی خود را پشت دیوار های حائل مخفی کرده و حالا باید اندیشه نیل تا فرات را در درون دیوار های بلندی که دور تا دور خود کشیده است به نظاره بنشیند.


"ساخت دیوار حائل در مرز های فلسطین اشغالی و شهرک های صهیونیستی"


قرآن : اینها (یهودیان) دسته جمعى با شما نمى‏ جنگند مگر در داخل قریه ‏هاى محکم و یا از پس دیوارها(خود را پنهان سازند).

نظر صهیونیست ها را به آیه ای از عهد عتیق جلب می کنم  ! ! ! :

" و امتی را بر علیه شما بر خواهم انگیخت .... که  تو را در تمامی درازه‏هایت محاصره کند تا دیوارهای بلند و حصین که بر آنها توکل داری در تمامی زمینت منهدم شود و تو را در تمامی دروازه‏هایت در تمامی زمینی که یهوه خدایت به تو می‏ دهد محاصره خواهد نمود"(سفر تثنیه باب 28 آیات پایانی).

نکته دیگر اینکه شاید خیلی ها در سراسر دنیا ، ساکنان سرزمین  های اشغالی را با هم متحد می پندارند که برای رسیدن به هدفی واحد از چهار گوشه جهان  گرد هم آمده اند.

لیکن اینگونه نیست و در واقع رژیم صهیونیستی دچار شکاف های عمیق جدی از نظر اجتماعی ، مذهبی،اقتصادی و حتی آرمانی است، اما چون ما محیط خود را از طریق رسانه ها می شناسیم و عموم رسانه ها و بنگاه های خبری در دست صهیونیست هاست از نشر این اخبار قویا جلو گیری به عمل می آید.

قرآن :شجاعتشان بین خودشان شدید است تو آنان را متحد میبینی ولى دلهایشان پراکنده است و این بدان جهت است که مردمى بى‏ تعقل هستند.

در واقع اختلافات بسیار زیاد بین یهمودیان "اشکنازی" و "سفارادیم" انکار نا پذیر است و حتی بین یهودیان ارتودوکس (مذهبی) و لاییک اختلافات شدید و جدی در ادامه سیاست های جنگ طلبانه رژیم صهیونیستی و حتی برنامه های اقتصادی این رژیم جعلی وجود دارد.

اخیرا اخبار این اختلاف ها درز کرده و ما شاهد دو رقمی شدن خود سوزی ها در اسرائیل هستیم ، خود سوزی هایی در اعتراض به اختلافات  طبقاتی بین اشکنازی ها (یهودیان غربی) و سفارادیم (غیر غربی) و دیگر موارد.

فشار روانی که فرد را به انتخاب زجرآور ترین نوع مرگ یعنی خود سوزی کشانده است.

اولین فردی که این خط را شکست "موشه سلیمان" بود:

«موشه سلیمان» شهروند صهیوینیست که در جریان یک تظاهرات ضد دولتی در شهر حیفا اقدام به خودسوزی کرد و به دلیل سوختگی بالای 90 درصد جان داد، در آخرین یادداشت شخصی اش در فیس بوک،نوشت:

«خیلی عصبانی هستم، متنفرم...می خواهم از این کشور بروم... مهاجران روس را می بینم که در عرض چند ثانیه کمک های دولتی را دریافت می کنند اما من چون در اسرائیل متولد شده ام از این کمک ها محروم هستم».

سیلمان در این یادداشت اشاره می کند که چون در اسرائیل متولد شده از کمک های دولتی بی بهره است اما شهروندان مهاجر به راحتی این اعانه‌ها را دریافت می کنند، چرا که اسرائیل نیاز دارد حتی با دادن باج به یهودیان سرتا سر دنیا هم که شده آن ها را به فلسطین اشغالی بکشاند. تا از موج مهاجرت معکوس که پس از بیداری اسلامی قوت گرفته جلوگیری نماید.

قطعا نتیجه دنیا گرایی و این که به مردمی فقط وعده های دنیوی بدهی جز این نخواهد شد ، حال شما فرهنگ رمضان را با چنین ایدئولوژی قیاس نمایید!!!

در آخرین مورد نیز پیرزنی 70 ساله خود را به آتش کشید.و تعداد خود سوزان را به یازده تن  رساند.

اینبار روزنامه "هاآرتص" که اختلافاتی جدی با جریان فکری حاکم بر روزنامه "ایعود آهارانوت"دارد  نوشت:

خودسوزی این پیرزن 70 ساله در امتداد خودسوزی های متعدد شهروندان اسرائیلی است که از ماه گذشته تاکنون خود را به آتش کشیده اند. سوختگی این پیرزن نیز از درجه دوم و سوم گزارش شده است.

براستی این رژیم جعلی همانگونه است که قرآن عزیر برایمان تفسیر نموده است.اما  دریغ از گوش شنوا !!!

به خدا سوگند فقط کافی است مسلمانان اراده کنند تا کار این رژیم جعلی یکسره شود.

در پایان توجه صهیونیست ها !!! را به آیه ای دیگر از قرآن و سپس به ادامه  آیات مذکور در باب 28 سفر تثنیه از عهد عتیق جلب می نمایم:

قرآن عزیز در سوره اسرا آیه 7 می فرماید:

" آن گاه که وقت انتقام ظلم‏هاى شما  فرا رسید باز بندگانى قوى و جنگ ‏آور را بر شما مسلط مى‏ کنیم تا اثر بیچارگى و خوف و اندوه رخسار شما ظاهر شود و به مسجد ، معبد بزرگ شما- مانند بار اول- داخل شوند و ویران کنند و به هر چه رسند نابود ساخته و به هر کس تسلط یابند به سختى هلاک گردانند "

و در ادامه آیات در باب 28 کتاب تثنیه به عنوان مثال در آیه 62 آمده است:

" و واقع می‏شود چنان که خداوند بر شما شادی خواهد نمود تا شما را هلاک و نابود گرداند و ریشه شما از زمینی که برای تصرفش در آن داخل می‏ شوید(!!!) کنده  خواهد شد"

پس به این اشغالگران می گوییم خود بیرون بروید قبل از آنکه بیرون بریزیمتان.

روز قدس قطعا و ان شا الله شروعی بر این پایان است.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج)که صد البته نزدیک است.




 برچسب ها : حوادث اخیر در فلسطین اشغالی از دیدگاه آیات قرآن

بسم رب الشهدا


آجرک الله بقیه الله

به من خبر رسیده که یکى از آنان به خانه زن مسلمان و زن غیر مسلمانى که در پناه ‏اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند،گردن بند،و گوشواره ‏هاى آنها را از تن‏شان بیرون آورده است...در حالى که هیچ وسیله‏ اى براى دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته‏ اند،آنهابا غنیمت فراوان برگشته ‏اند بدون اینکه حتى یک نفر از آنها زخمى گردد و یا قطره ‏اى خون‏ از آنها ریخته شود اگر به خاطر این حادثه مسلمانى از روى تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد،و از نظر من‏ سزاوار و بجا است!(نهج البلاغه خطبه 27)

ای اقیانوس ایستاده عدالت ، یا مهدی ...

ای فرزند خلف زهرا و ای علی حاضر و امام زمان...

برخیز و ببین و بشنو صحبت از خلخال یک پیرزن یهودی نیست سخن از تجاوز به پنج هزار زن مسلمان است .

سخن از جنین هایی است که از رحم مادر بیرون کشیده می شوند.

سخن از انسانهایی است که زنده زند در آتش سوختند ،نه یک نفر و نه ده نفر که بیست هزار نفر...

ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

برگرد ...

برگرد...

برگرد آقا جان اینها می گویند بودایی ها صلح طلب هستند

اینها می گویند باید "دالایی لاما " را الگوی صلح خویش قرار دهید ... همو که بوسه بر دست شیمون پرز زد و در برابر دیوار ندبه شاید چنین روزی را آرزو می کرد...

یا ابا صالح ای صلاه روز آدینه برگرد...

اینان که در میانمار به خاک و خون کشیده می شوند مسلمانند و حب رسول خدا در دل دارند.

اینان روزی پنج مرتبه تو را اقامه می کنند هرچند نمی دانند. مولا جان تو را به علی اصغر های بیگناه این امت برگرد..

برگرد ...

اعتراف می کنیم بی تو نمی توانیم  برگرد..

 جهان تشنه عدالت فرزند علی است

مولای آوارگان و مظلومان  تو را نشاید که آه و فغان بیوه زنی را بشنوی و اجابت نکنی ...

تو امام زمانی ، یابن امیرالمومنین برگرد اینها مسلمانند.

سخن از خلخال نیست ، حرف ناموس است.

مولا جان قمه به دستان بودایی به  هیچ کس رحم نمی کنند... برگرد.

مولا جان اینجا اگر سگ یک یهودی را برانند شورای امنیت قطعنامه صادر می کند،

برگرد ... شورای امنیت صدای این ظلم کبیر را نمی شنود، اینها گوش ها شان بدهکار ما نیست.

آقا جان سخن از سرخ پوشان یزیدی نیست حرف سرخ جامگان بودایی است.

آقا جان خانم کلینگتون که به میانمار رفت به یمن قدو مش تا کنون بیست هزار نفر را قربانی کرده اند.هیچ کس هیچ چیز نمی گوید گویی اتفاقی نیافتاده.

مولا جان اینجا هم  برای سرهای بریده هدیه می دهند خانم اشتون گفت تمام تحریم های دولت میانمار لغو خواهد شد چرا که اصلاحات را آغاز کرده است.

مولا جان اینجا اصلاحات یعنی مسلمان کشی ...

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُون

آقا جان سخن از خلخال نیست سخن از خیمه سوزانی دیگر است...سخن از اصحاب اخدود است همانی که اینها هلوکاست می نامند...

سخن از خلخال نیست حرف اشک های روان بر گونه هاست...

آقا جان سخن از خلخال نیست حرف نشستن عمود های آهنین بر سر هاست ...

آقا جان سخن از خلخال نیست حرف حلقوم های بریده است... اینجا یه جای این که سر ها را به نیزه کنند نیزه را در سرها می کنند...

اینجا آب را بر مسلمانان نبستند ، مسلمانان را به آب بستند...

تو را به ریش به خون خضاب شده ، تو را به گونه به خاک کشیده شده ،تو را به پیشانی شکسته برگرد...

برگرد فقط برگرد ... هیچ اتفاق دیگری مرا آرام نخواهد کرد...

به امید ظهور مولی  و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است...




 برچسب ها : تصاویر کشتار مسلمانان میانمار توسط بوداییان جنایتک


منوی اصلی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
پيوندهاي روزانه